كه خواهد خداى ، او اهل ترسيدن ( 1 ) و اهل آمرزش است .
قوله : ( 2 ) * ( يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ ) * ، بيان كرديم كه : « مدّثر » متدثّر بوده است ، « تا » را « دال » كردهاند و در « دال » ادغام كرده ، و روايت كردهاند كه : اوّل سورتى كه از قرآن فرود آمد ، سورت فاتحه ( 3 ) بود ، آنگه : * ( يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ ) * ، و آنگه : اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ ( 4 ) [ 7 - پ ] .
جابر بن عبد اللَّه انصارى ( 5 ) گفت از رسول - عليه السلام شنيدم كه گفت :
در واديى مىگذشتم ، مرا آواز دادند از چپ و راست و پس و پيش ، نگاه كردم كس را نديدم . بر بالا نگريدم شخصى را ديدم بر سريرى كه مرا ندا مىكرد . بترسيدم از او ، مستوحش شدم گفتم : جامه بر من افگنى ( 6 ) و مرا باز پوشى ( 7 ) . جامه بر من افگندند و من بخفتم . جبريل آمد و اين آيات آورد . * ( يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ ، قُمْ فَأَنْذِرْ ) * ، و روايتى ديگر ( 8 ) بر كوه حرا بودم كه اين شخص را ديدم و وحى بر من القا كرد . من با خانهء خديجه شدم . گفتم : دثّروني ، و مراتب آمد . خديجه مرا به جامه بپوشيد ، جبريل آمد و اين سورت آورد : * ( يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ ، قُمْ فَأَنْذِرْ ) * ، اى خويشتن به جامه پوشيده برخيز و قوم را بترسان و با خدا خوان .
* ( وَرَبَّكَ فَكَبِّرْ ) * ، و خداى را تكبير و تعظيم كن .
* ( وَثِيابَكَ فَطَهِّرْ ) * ، و جامه پاكيزه كن ، عكرمه گفت عبد اللَّه عبّاس را پرسيدند از اين آيت ، گفت : معنى آن است كه خويشتن را از غدر و معصيت دور دار و جامهء غدر و معصيت مپوش ، آنگه گفت كه : نشنيدى كه غيلان بن سلمة الثقفى چگونه گفت :
هامش
( 1 ) . آج : پرستيدن .
( 2 ) . آج تعالى .
( 3 ) . كا ، آد ، گا : فاتحة الكتاب .
( 4 ) . سورهء علق ( 96 ) آيهء 1 .
( 5 ) . كا ، آد ، گا : جابر بن عبد اللَّه الانصارى .
( 6 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : افگنيد .
( 7 ) . آج : باز بوشانيد ، كا و ديگر نسخه بدلها : باز پوشيد .
( 8 ) . كا ، آد گفت .