هر كس ( 1 ) به آنچه كرده است گرو نهاده است .
مگر اهل دست راست .
در بهشتهااند مىپرسند .
از گناهكاران .
كه برد شما را در دوزخ [ 7 - ر ] .
گفتند : نبوديم از نمازكنان .
و ندادگان ( 2 ) طعام درويش .
و در رفتمانى [ با ] ( 3 ) فرو شوندگان .
و دروغ داشتمانى روز ( 4 ) جزا .
تا آمد به ما كار درست .
سود ندارد ايشان را شفاعت شفاعت خواهان .
چيست ايشان را كه از ياد كردن فرو مىكردند .
پندارى كه ايشان خرانند رميده .
كه برمد از شير .
بل مىخواهد هر مردى از ايشان كه بدهند او را صحيفههاى افلاخته ( 5 ) .
هرگز نباشد اين بل نمىترسند از سراى باز پسين .
حقّا كه اين يادگارى است .
هر كه خواهد ياد كند اين را .
و يا نكنند الَّا
هامش
( 1 ) . آج : نفس .
( 2 ) . آج : ندادمانى .
( 3 ) . اساس : كلمه زير وصالى رفته ، با توجّه به آج افزوده شد .
( 4 ) . آج : به روز .
( 5 ) . آج : افراخته .