و چه آگاه كرده است تو را كه چه باشد دوزخ .
هيچ باقى نگذارد و رها نكند .
سوزندهء پوست تن باشد .
بر آن نوزده زبانىاند .
نكرديم ( 1 ) خازنان دوزخ را الَّا فريشتگان ، و نكرديم عدد ايشان را الَّا آزمايش آنان كه كافر شدند تا به يقين بدانند آنان كه ايشان را كتاب دادند ، و بيفزايند آنان كه ايمان دارند ايمان ، و شك نيوفتند آنان كه دادند ايشان را كتاب و نيز مؤمنان ، و تا گويند آنان كه در دلهاشان بيمارى است و كافران چه خواست خداى به اين مثل ، همچنين گمره كند خداى آن را كه خواهد و ره نمايد آنان را كه خواهد و نداند لشكرهاى خداى را الَّا او ، و نيست آن الَّا ياد كرد آدميان ( 2 ) .
حقّا و بحقّ ماه .
و شب چون پشت بر كند .
و بحقّ صبح چون روشن شود .
كه آن يكى از كارهاى بزرگ است .
ترسانندهء آدمى .
آن را كه خواهد از شما كه فرا پيش بود و باز پس ايستد .
هامش
( 1 ) . آج : و نكرديم .
( 2 ) . آج : ياد كردى آدميان را .