امّا آن كه گران باشد ترازويش ( 1 ) .
او در زندگانى باشد پسنديده .
و امّا آن كه سبك باشد ترازويش ( 2 ) .
جاى او هاويه ( 3 ) .
و چه دانى تو كه چيست آن !
آتشى تافته است .
قوله : * ( الْقارِعَةُ ) * ، حق تعالى اين سورت در وصف قيامت فرستاد . و « قارعه » نامى است از نامهاى او . و اصل او از « قرع » و كوفتن باشد ، و او صفت موصوفى محذوف است ، تقدير آن است كه : السّاعة القارعة ، أو الدّاهية القارعة ، او الخصلة القارعة .
آنگه براى استعظام گفت [ 172 - ر ] : * ( وَما أَدْراكَ مَا الْقارِعَةُ ) * ، و تو چه دانى كه قيامت چه روزى باشد ! آنگه وصف آن را گفت : * ( يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ ) * ، آن روز كه مردمان [ مانند ] ( 4 ) پروانهء چراغ باشند و پراگنده باشند . گفتند : براى آن تشبيه كرد مردم را به پروانهء كه پروانه خود را بر آتش زند ، مردم اين روز در آتش افتند . فرّاء گفت : چون ملخ پراگنده كه به زحمت بر يكديگر مىافتند .
* ( وَتَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ ) * ، و كوهها چون پشم زده باشند ، باد در آيد و آن را در هوا مىبرد .
آنگه گفت : * ( فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُه ) * ، امّا آن را كه ترازوى او گران باشد به طاعت . علما در « ترازو » خلاف كردند . محقّقان گفتند : ترازو كنايت است از
هامش
( 2 - 1 ) . آج : ترازوش .
( 3 ) . آج : مادر دوزخ باشد .
( 4 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .