گفت : هر چه در پيش فگنى ( 1 ) براى خود از خيرى و برّى و صدقهاى . * ( تَجِدُوه عِنْدَ اللَّه ) * ، آن بنزديك خداى بازيابى ( 2 ) مدخّر نهاده . * ( هُوَ خَيْراً ) * ، « هو » فصل است بر مذهب بصريان و عماد خوانند كوفيان اين را ( 3 ) ، و * ( خَيْراً وَأَعْظَمَ ) * ، منصوب است بر مفعول دوم * ( تَجِدُوه ) * ، و نصب « أجرا » بر تميز ( 4 ) است ، گفت : آن را يا بى ( 5 ) به از آن كه داده باشى ( 6 ) و عظيم و بزرگوارتر به مزد .
* ( وَاسْتَغْفِرُوا اللَّه ) * ، از ( 7 ) خداى آمرزش خواهى ( 8 ) كه او آمرزنده و بخشاينده است .
هامش
( 1 ) . آج : در پيش افگنى ، كا و ديگر نسخه بدلها : در پيش داريد .
( 2 ) . كا ، آد ، گا هو خير مبتدا و خبر است .
( 3 ) . كا ، آد ، گا : بازيابيد .
( 4 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : يابيد .
( 5 ) . آد ، گا : تمييز .
( 6 ) . آد ، گا : و از .
( 7 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : داده باشيد .
( 8 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : خواهيد .