تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
الذم و الملامة و أ رأيت ان كذّب ابو جهل و اعرض عن دين اللَّه أ ليس يستحقّ العقوبة ، اين جمله حذف كرد لدلالة الكلام عليه . قوله : * ( أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّه يَرى ) * ، نمىداند او كه خداى او را مىبيند و بر احوال او مطلَّع است . آنگه گفت : * ( كَلَّا لَئِنْ لَمْ يَنْتَه ) * ، حقّا اگر باز نايستد از اين كه مىكند از كفر و تكذيب [ 153 - ر ] صادق و اعراض از طريق حق . * ( لَنَسْفَعاً ) * ، بسوزانيم او را و بگردانيم حال او ( 1 ) و گونهء روى او ، من قولهم : سفعته الشمس و النار اذا احرقته و غيرت وجهه ، و قيل : لنسفعن [ لنأخذن ] ( 2 ) بگيريم موى پيشانى او ، آنگه بدل كرد از آن و گفت : * ( ناصِيَةٍ ) * ، موى پيشانيى موصوف به اين صفات : * ( كاذِبَةٍ خاطِئَةٍ ) * ، دروغزن مخطى . و صفت در لفظ مقصور است بر بعضى و در معنى راجع است با جمله . * ( فَلْيَدْعُ نادِيَه ) * ، بگو او را تا بخواند اهل مجلس خود را . گفتند : سبب نزول آيت آن بود كه چون ابو جهل رسول را نهى كرد از نماز ، رسول - عليه السلام - او را زجر كرد و سخن گفت : ابو جهل گفت : و اللَّه لأملأنّ عليك ان شئت هذا الوادى خيلا جردا و رجالا مردا ، گفت : اگر خواهم اين وادى را پر باز كنم از اسپان اجرد و مردان امرد تا با تو قتال كنند ، خداى تعالى آيت فرستاد و گفت : بگو او را تا لشكر خود را و اهل مجلس خود را بخواند . و الندى و النادي ، أهل المجلس . * ( سَنَدْعُ الزَّبانِيَةَ ) * ، تا ما زبانيكان دوزخ را بخوانيم . آنگه حق تعالى رسول را گفت : * ( كَلَّا ) * ، خطاب [ با ] ( 3 ) رسول و زجر ابو جهل را . * ( لا تُطِعْه ) * ، فرمان او مبر در ترك صلات ( 4 ) . * ( وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ ) * ، و بر رغم او سجده
هامش
( 1 ) . اساس لنأخذن ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد . ( 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 3 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 4 ) . آج : صلوات ، كا ، آد ، گا و طاعت او مدار .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 339 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي