* ( اقْرَأْ ) * ، آنگه امر مؤكّد كرد به تكرار * ( وَرَبُّكَ الأَكْرَمُ ، الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ) * ، أى علَّم الكتابة بالقلم . و خداى ( 1 ) آن كريمتر است كه مردم را [ 152 - ر ] نوشتن به قلم بياموخت . كلبي ، كرم ( 2 ) را به حلم تفسير كرد كه تعجيل عقوبت نكند بر مستحّقان . عبد اللَّه بن عمرو ( 3 ) گفت ، رسول را گفتم : يا رسول اللَّه ! شايد ( 4 ) تا آنچه از تو مىشنوم از احاديث بنويسم تا فراموش نشود ؟ گفت : روا باشد ، بنويس
فإن الله علم بالقلم .
قتاده گفت : قلم از خداى نعمتى است عظيم ، و اگر نه قلم بودى همانا دين و ملك استقامت نگرفتى و عيش صالح نبودى .
* ( عَلَّمَ الإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ ) * ، بياموخت آدمى را آنچه او ندانست . گفتند : مراد به انسان ، آدم است ، بيانه قوله : وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْماءَ كُلَّها ( 5 ) و گفتند : رسول ماست - عليه السلام - بيانش . وَعَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ ( 6 ) .
* ( كَلَّا ) * ، كلمت زجر و ردع است . * ( إِنَّ الإِنْسانَ لَيَطْغى ) * ، گفت : آدمى طاغى شود و پاى از حد بنهد چون بيند كه توانگر شده و در دعاى رسول هست :
اللهم اني اعوذ بك من فقر ينسي و من غنى يطغي
، بار خدايا پناه با تو مىدهم از درويشى كه مرا از ياد مردم ببرد ، و از توانگريى كه مرا طاغى كند .
آنگه گفت : إِنَّ إِلى رَبِّكَ الرُّجْعى ، أى الرجوع ، و اين لفظ از بناى مصادر ( 7 ) است ، مرجع خلقان و بازگشت ايشان با خداست تا جزاى ايشان بدهد به آن طغيان كه كرده باشند .
* ( أَ رَأَيْتَ الَّذِي يَنْهى عَبْداً إِذا صَلَّى ) * ، گفت : ديدى اى محمّد آن را كه نهى مىكند بندهاى را كه نماز مىكند . مفسّران گفتند : آيت در ابو جهل آمد كه رسول را
هامش
( 1 ) . اساس تو .
( 2 ) . آج : اكرم ، كا ، آد ، گا : اكرام .
( 3 ) . كا ، آد ، گا : عبد اللَّه عمر .
( 4 ) . آج : نشايد .
( 5 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 31 .
( 6 ) . سورهء نساء ( 4 ) آيهء 113 .
( 7 ) . آج : مصدر .