عهد رسول - عليه السلام - پير شدند و خرف گشتند ، و قوله : * ( أَسْفَلَ سافِلِينَ ) * ، معنى آن است : أسفل من كلّ سافل ، آنگه لفظ منكّر را جمع كرد بر سبيل ايهام ( 1 ) تا بليغتر باشد .
أنس مالك روايت كرد از رسول - عليه السلام - كه او گفت : كودك تا بالغ شدن و به حدّ كمال رسيدن ، هر آن طاعتى و خيرى كه كند ، مزد آن مادر و پدرش را بنويسند . مراد آن است كه : چون به تعليم و تأديب ( 2 ) ، امر و نهى ( 3 ) ، ترغيب ايشان باشد ، و هر آن گناه كه كند بر او ننويسند و نه بر مادر و پدرش ، چون به حدّ بلوغ رسد و قلم تكليف بر او برانند ، آن دو فريشته را كه بر او بر موكّل باشند ( 4 ) ، بفرمايد تا او را نگاه دارند و مسدّد كنند . چون به چهل سال رسد در اسلام ، خداى تعالى او را از سه بلا ايمن كند : از جنون و جذام و برص ، چون به پنجاه سال رسد ، خداى تعالى تخفيف حسابش كند . چون به شصت سال رسد [ 149 - پ ] خداى تعالى توفيق تو به دهد او را . چون به هفتاد سال رسد ، اهل آسمان او را دوست دارند . چون به هشتاد سال رسد ، خداى تعالى حسناتش مضاعف كند و سيّئاتش مكفّر ( 5 ) . چون به نود سال رسد ، گناه مقدّم و مؤخّرش بيامرزد و شفاعت او در اهل بيتش قبول كند و او را أسير اللَّه في أرضه نام كند . چون به حدّ خرف رسد في قوله : ثُمَّ . . يُرَدُّ إِلى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْ لا يَعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَيْئاً ( 6 ) ، خداى تعالى مثل آن عمل كه در تن درستى و تمام عقلى كردى بنويسد ( 7 ) او را . و اگر سيّئتى كند بر او ننويسند ( 8 ) .
حسن و قتاده و مجاهد گفتند : ثمّ رددناه أسفل سافلين فى النار ، آنگه او را به أسفل سافلين به ( 9 ) دوزخ بريم .
هامش
( 1 ) . آج ، آد ، گا : ابهام .
( 3 - 2 ) . آج و ديگر نسخه بدلها و .
( 4 ) . آج : بر او موكّلاند ، كا ، آد ، بر او موكّل باشند .
( 5 ) . كا ، آد ، گا كند .
( 6 ) . سورهء نحل ( 16 ) آيهء 70 .
( 7 ) . كا : بنويسند .
( 8 ) . آد ، گا : ننويسد .
( 9 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : ندارد .