دگر گفتند : به آن كه مفزع خلق با او باشد در قيامت به اوميد ( 1 ) شفاعت ، چنان كه با خداى باشد به اوميد ( 2 ) رحمت .
* ( فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً ) * ، گفت : با دشخوارى ( 3 ) خوارى است . گفتند : معنى آن است كه اين رنج را كه تو در اويى از مقاسات رنج مشركان ، از پس آن آسايش خواهد بودن تو را به فتح و ظفر تو بر ايشان . و گفتند : عام است جمله شدايد و منافع را . گفت : با هر سختى ( 4 ) خوارى ( 5 ) هست و با هر رنجى راحتى ( 6 ) و با هر دشخوارى ( 7 ) خوارى ( 8 ) ، و با هر بيمارى تن درستى ( 9 ) .
امّا وجه تكرار او آن است كه برفت در آيات مكرّر ، چون سورة الرحمن و المرسلات . و مرجع او به اختلاف باشد ، و آنچه روايت كردهاند از عبد اللَّه عبّاس كه او گفت : لا يغلب عسر واحد يسرين ، يك عسر غلبه نكند دو يسر را ، يعنى كه « عسر » معرّف است به « لام » تعريف ، و « يسر » منكّر است . معرّف يكى باشد و منكّر دو ، چيزى نيست [ 146 - ر ] براى آن كه اين نه قياسى مطرّد است ، و به دلالت و قرينه حمل توان كردن بر اين . و اگر اين قياسى مطَّرد بودى ، بايستى كه چون قايلى گفتى : إنّ مع الفارس سيفا ، إنّ مع الفارس سيفا ، سوار يكى بودى و تيغ دو . و اين وضع اين فايده نمىدهد . آنچه اختيار است آن است كه : با عسر دنيا يسرى هست از راحت و فرج و آسايش ، و از عسر آخرت همچنين به رحمت و بخشايش و شفاعت است و خلاص و فوز .
امّا تعريف « عسر » براى تعريف عهد است ، يعنى اين عسر معلوم معهود كه ما در ميان آنيم در دنيا از انواع بليّات ، و امّا تنكير ( 10 ) يسر براى ابهام اوست
هامش
( 2 - 1 ) . آج و ديگر نسخه بدلها اميد .
( 7 - 3 ) . آج : دشوارى .
( 4 ) . آج : سختيى .
( 8 - 5 ) . آج : خواريى .
( 6 ) . آج : راحتيى .
( 9 ) . آج : تندستىاى .
( 10 ) . اساس : شكر ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .