* ( وَوَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ ) * ، فعل ماضى براى آن عطف كرد بر فعل مستقبل كه « لم » مستقبل را در معنى ماضى آرد ، گفت : فرونهاديم از تو بار گرانت . معنى آن است كه : تكليف تو آسان كرديم به تخفيف اعباء رسالت از تو . و گفتند مراد آن است كه : بارگران از دل تو برداشت به غفران گناه امتت كه گناه ايشان بار بود بر دل تو ، و گفتند : معنى آن است كه : ما عصمت كرديم تو را از گناه ، « وضع » به معنى عصمت است و « وزر » به معنى گناه . و اصل او در لغت ثقل و گرانى باشد ، و منه اوزار الحرب للسّلاح ، و الوزر الذّنوب لأنها تثقل ( 1 ) صاحبها .
* ( الَّذِي أَنْقَضَ ظَهْرَكَ ) * ، آن كه پشت تو را گران بار بكرد تا نقيض و آواز او بشنيدند . و اين بر سبيل توسّع است . و « نقض » هدم بنا باشد . و « نقض » ، شتر لاغر باشد ، كأنه نقض لحمه .
* ( وَرَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ ) * ، و ذكر تو را و نام تو را بلند بكرديم ، ابو سعيد الخدرى روايت كرد از رسول - عليه السلام - كه گفت جبريل از خداى پرسيد كه : نام محمّد به چه بلند كردى ؟ گفت : بانگ نام او با نام خود بپيوستم تا هر كس كه گويد :
أشهد أن لا إله إلا الله
، از او مقبول نباشد تا [ 154 - پ ] نگويد :
محمدا رسول الله .
حسن بصرى و مجاهد گفتند : به گفتن خطيبان بر منبرها و مؤذّنان بر منارها : ( أشهد ان لا إله إلا الله و أشهد أن محمدا رسول الله ) . حسّان ثابت گويد در اين معنى :
أغرّ عليه بالنبوة خاتم
من اللَّه مشهود يلوح و يشهد ( 2 )
و ضمّ الإله اسم النبي إلى اسمه
إذا قال فى الخمس المؤذّن اشهد
و گفتند : مراد آن است كه نام او در ملا اعلى بر فريشتگان رفيع بكرديم و بر ساق عرش نقش كرديم . بعضى گفتند : به آن كه عهد و ميثاق او از پيغامبران بستدم و تكليف كردم ايشان را كه به او بگروند و به فضل او اقرار دهند . و بعضى
هامش
( 1 ) . اساس : يتثقل ، آج : ثقل ، با توجّه به كا و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 2 ) . كا : يصعد .