تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
تعظيم را ، كأنّه قال : يسر لا تعرفونه و لم تعهدوا مثله و هو غير موصوف يسرا و أىّ يسر ، و اين فايده جليل است . و بعضى علما قول عبد اللَّه عبّاس را تأويل كردند بر خلاف آنچه رفته است ، و آن است كه گفتند : لن يغلب عسر واحد ، يعنى : العسر المعرّف المعروف فى الدنيا يسرين ، يعنى يسر الدنيا من الفرج و الفرح و الفتح و الظفر و الصحة و الغناء ، و يسر الاخرة من الرحمة و المغفرة ، و اين قولى است قريب به صواب ، يعنى رنج دنيا اگر چه سختتر باشد ، يعنى غالب نشود دو راحت و دو نعمت را ، يكى دنياوى و يكى آخرتى . و قراءت عامّهء قرّاء « عسر » است به تسكين « سين » و ابو جعفر خواند : « عسر » به ضمّ « سين » در هر دو جاى و در مصحف عبد اللَّه مسعود مكرّر نيست ، يكى است . عبد اللَّه عبّاس گفت : يك روز رسول - عليه السلام - در بعضى سفرها بر شترى نشسته بود و مرا رديف كرده ، مرا گفت : يا غلام ! گفتم [ 146 - پ ] : لبيك يا رسول اللَّه . گفت : احفظ الله يحفظك احفظ الله تجده امامك تعرف الله فى الرخاء يعرفك فى الشدة و اذا سألت فاسئل الله و اذا استعنت فاستعن بالله قد جرى القلم بما هو كائن و لو اجتمع الخلايق على ان يعطوك شيئا لم يرد الله ان يعطيك لن يقدروا عليه أو يصرفوا عنك شيئا اراد الله ان يصيبك به لن يقدروا على ذلك ، و اعلم ان النصر مع الصبر و ان الفرج مع الكرب و أن مع العسر يسرا ، گفت : خداى را نگاه دار تا تو را نگاه دارد ، و خداى را نگاه دار تا او را در پيش خود يا بى ، و با خداى آشنا شو در خوارى تا تو را شناسد در سختى ، و چون چيزى خواهى از خداى خواه ، و چون يارى خواهى از خداى خواه ، و بدان كه قلم برفت به آنچه بودنين ( 1 ) است ، و اگر خلايق جمع شوند تا تو را چيزى دهند كه خداى نخواهد كه تو را آن دهد ، نتوانند ، و يا از تو بگردانند آنچه خواهد كه به تو رساند نتوانند ، بدان كه نصرت با صبر باشد و فرج با غم و با دشخوارى ( 2 ) خوارى .
هامش
( 1 ) . كذا : در اساس ، كا ، آد ، گا : ندارد ، آج : بودنى . ( 2 ) . آج : دشوارى .