* ( لا يَصْلاها إِلَّا الأَشْقَى ، الَّذِي كَذَّبَ وَتَوَلَّى ) * ، ملازم نشود با اين آتش الَّا شقىترى كه او دروغ دارد خداى و پيغامبر را . روايت است كه ابو هريره گفت :
فرداى قيامت به بهشت روند جمله خلايق الَّا آن كس كه نخواهد . گفتند : و آن كه باشد كه نخواهد ؟ گفت :
* ( إِلَّا الأَشْقَى الَّذِي كَذَّبَ وَتَوَلَّى ) * .
* ( وَسَيُجَنَّبُهَا الأَتْقَى الَّذِي يُؤْتِي مالَه يَتَزَكَّى ) * ، و بپرخيزانند ( 1 ) از دوزخ آن را كه او پرهيزگارتر باشد و مال بدهد تا از گناه پاكيزه شود ، نظيره قوله : خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِها ( 2 ) . و گفتند : معنى آن است كه مال بدهد بر وجه زكات . و محلّ اين فعل - اعني يتزكى - حال است ، أى متزكيّا . و بعضى اهل معانى گفتند : مراد به « أشقى و اتقى » در آيت ، شقى و تقى است بىتفضيل ، و مثله قوله : وَهُوَ أَهْوَنُ عَلَيْه ( 3 ) . . . أى هيّن [ 137 - ر ] ، قال طرفة :
تمنّى رجال آن اموت و ان امت
فتلك سبيل لست فيها باوحد
* ( وَما لأَحَدٍ عِنْدَه مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزى ) * ، گفت : كسى را بر او نعمتى نبود كه او را بر آن مكافات بايست كردن ، يعنى بنزديك اين مال بخشنده . گفتند : آيت در شأن ابو بكر الصّدّيق ( 4 ) آمد ، و عطا گفت : در ابو الدحداح آمد . و سبب نزول ( 5 ) آن بود كه مردى انصارى بود و در سراى او درختى خرما بود و شاخهاى او بعضى در سراى همسايهاى ( 6 ) آويخته بود ، كودكان آن همسايه از آن خرما بخوردندى كه درويش بودند . او به شكايت به ( 7 ) رسول آمد . رسول او را گفت : آن درخت به من فروش به درختى در بهشت . گفت : نفروشم . رسول از او برگشت . ابو الدحداح اين حديث بشنيد ، بيامد
هامش
( 1 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : و بپرهيزد .
( 2 ) . سورهء توبه ( 9 ) آيهء 103 .
( 3 ) . سورهء روم ( 30 ) آيهء 27 .
( 4 ) . كا : در حق صديق اكبر ، اساس رضى اللَّه عنه .
( 5 ) . آج او .
( 6 ) . اساس : همسايهءى / همسايهاى .
( 7 ) . آج : بر ، كا : بنزديك .