باشند ، مىگويند : بار خدايا تعجيل كن هر نفقه كنندهاى را خلف و هر باز گيرندهاى را تلف و هلاك مال . آنگه گفت : مصداق اين در قرآن هست ، في قوله : * ( فَأَمَّا مَنْ أَعْطى وَاتَّقى ) * ، إلى قوله : * ( فَسَنُيَسِّرُه لِلْعُسْرى ) * ( 1 ) أبو عبد الرحمن السلمى و ضحّاك گفتند : * ( وَصَدَّقَ بِالْحُسْنى ) * ( 2 ) « لا إله إلَّا اللَّه » [ است ] ( 3 ) مجاهد گفت : مراد به « حسنى » بهشت است . مقاتل و قتاده و كلبي گفتند : به موعود خداى تعالى كه او را وعده داد .
* ( فَسَنُيَسِّرُه ) * ( 4 ) ، ما او را ميسّر و مهنّا بكنيم براى كار خوارتر . و « يسرى » تأنيث ايسر باشد ، و عسرى تأنيث اعسر ، اعني افعل تفضيل باشد ، و معنى بر دو وجه محتمل : يكى آن كه ما او را ميسّر بكنيم تا به ثواب رسد ، يعنى تمكين كنيم او را تا به ثواب رسد . و وجه ديگر آن كه : توفيق دهيم او را و ره تكليف بر او آسان كنيم . و عرب گويد : يسّرت الغنم اذا تهيّأت للولادة ، قال الشّاعر [ 136 - ر ] :
همّا سيدانا يزعمان و إنما
يسوداننا ان يسرت غنما هما
و مراد به « يسرى » امّا بهشت و ثواب باشد و امّا طاعتى كه طاعتى ديگر در او لطف باشد .
* ( وَأَمَّا مَنْ بَخِلَ وَاسْتَغْنى ) * ، گفت : و امّا آن كس كه او بخل كند و خويشتن ( 5 ) از خداى بىنياز دارد ، يعنى اعتقاد كند كه او را به خداى نياز نيست .
* ( وَكَذَّبَ بِالْحُسْنى ) * ، و ثواب بهشت دروغ دارد ، ما او را تيسير كنيم براى كار دشخوارتر ، يعنى تمكين كنيم او ( 6 ) خذلان تا عملى كند كه به آن مستحقّ دوزخ باشد . اگر گويند : تيسير در اوّل به جاى خود است ، در اين آيت چگونه تيسير كند بنده را تا به دوزخ رسد ؟ گوييم : معنى او امّا تمكين باشد و امّا خذلان . و خذلان را تيسير خواند امّا بر توسّع چنان كه : فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ ( 7 ) خبر بد را
هامش
( 1 ) . سوره ليل ( 92 ) آيهء 10 .
( 2 ) . كا ، آد ، گا : گفتند : مراد به حسنى كلمهء .
( 3 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 4 ) . كا ، آد ، گا لليسرى .
( 5 ) . آج و ديگر نسخه بدلها را .
( 6 ) . كا ، آد ، گا : و .
( 7 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) آيهء 21 .