تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
* ( وَما خَلَقَ الذَّكَرَ وَالأُنْثى ) * ، در « ما » دو قول گفتند : يكى آن كه به معنى مصدر است ، يعنى و خلق الذكر و الأنثى ، نيز ( 1 ) قسم كرد به آفريدن او نر و ماده را براى تناسل و توالد . و بعضى دگر گفتند : « ما » به معنى « من » است ، يعنى و من خلق ، و به حقّ آن خداى كه نر و ماده آفريد ، و مقوّى اين تأويل قراءت عبد اللَّه مسعود است كه خواند : و الذي خلق الذكر و الأنثى . * ( إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى ) * ، « إنّ » جواب قسم است ، سوگند خورد به اين چيزها كه سعى شما كه مكلَّفانى ( 2 ) مختلف است ، بهرى سعى مىكنند در آن كه گردن خود [ آزاد كنند ، بهرى سعى مىكنند در آن كه گردن خود ] ( 3 ) ببندند ، و بهرى سعى مىكنند در نجات خود ، و بهرى سعى مىكنند در هلاك خود . بيان [ اين ] ( 4 ) قول رسول است - عليه السلام - كه گفت : الناس رجلان فمبتاع نفسه فمعتقها و بايع نفسه فموبقها ، گفت مردم دواند : يكى آن است كه خود را بخرد و آزاد كند ، و يكى آن است كه خود را بفروشد و هلاك كند [ 135 - پ ] . * ( فَأَمَّا مَنْ أَعْطى وَاتَّقى ) * ، آنگه بيان كرد آن دو نوع مردم را گفت : امّا آن كه مال بدهد و از خداى بترسد و از محارم و معاصى او بپرخيزد ( 5 ) . * ( وَصَدَّقَ بِالْحُسْنى ) * ، و ايمان دارد به ثواب و جزاء و مكافات ، كقوله : لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى ( 6 ) ، و ( 7 ) اين قول عكرمه است و شهر بن حوشب از عبد اللَّه عبّاس . و بهرى ديگر گفتند : ( 8 ) به اين « حسنى » خلف و عوض خواست در دنيا ، بيانش قوله - عليه السلام - : ما طلعت شمس قط الا و بجنبتيها ملكان يقولان اللهم عجل لمنفق خلفا و لممسك تلفا ، گفت : آفتاب برنيامد هيچ روز الَّا بر پهلويهاى او دو فريشته
هامش
( 1 ) . اساس : نه ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 2 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : مكلفانيد . ( 4 - 3 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 5 ) . آج : پرخيزد ، كا ، آد ، گا : بپرهيزد . ( 6 ) . سورهء يونس ( 10 ) آيهء 26 . ( 7 ) . كا ، آد ، گا زيادت . ( 8 ) . آج مراد .