* ( وَالْقَمَرِ إِذا تَلاها ) * ، أى تبعها ، به حقّ ماه چون از پى آفتاب برود ، يقال : تلوت الرجل اذا تبعته اتلوه تلوا . ابن زيد گفت : ماه از پى او ( 1 ) رود ، و در اوّل ماه چون آفتاب بر آيد ، ماه از پى ماه او بر آيد ، و در آخر ماه تابع او باشد . در غروب چون آفتاب فرو شود [ 132 - ر ] ، ماه از پى او فرو شود . حسن بصرى گفت : إذا تليها ليلة الهلال ، چون از پى او رود آن شب كه نو شود . و گفتند : از پى او مىرود و از او نور مىستاند ، چه ( 2 ) ماه هم آن رنگ دارد كه در اوايل ماه بينند او را بى نور ، چندان كه ملاقات او بيشتر باشد با آفتاب ، نورانىتر بود تا شب بدر كه به يكديگر ( 3 ) مقابل شوند جمله نورانى شود .
* ( وَالنَّهارِ إِذا جَلَّاها ) * ، و به حقّ روز كه آفتاب را روشن كند ، يعنى آفتاب را پديد آرد و پيدا كند ، چه آفتاب در روز پديد آيد و در شب در زير زمين بود - على اختلاف الأقوال فيه . و گفتند ( 4 ) : « ها » كنايتى است از نامذكورى ، يعنى إذا جلَّى الظلمة ، چون روشن كند تاريكى را .
* ( وَاللَّيْلِ إِذا يَغْشاها ) * ، و به حقّ شب چون باز پوشد آفتاب را ، چه آفتاب در شب نا پيدا بود .
* ( وَالسَّماءِ وَما بَناها ) * ، در او [ دو ] ( 5 ) قول گفتند : يك قول آن است كه « ما » به معنى « من » است ، چنان كه گفت : فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ ( 6 ) ، أى من طاب ، و قوله : وَلا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ مِنَ النِّساءِ ( 7 ) . و قولى ديگر آن است كه :
« ما » مصدرى است ، يعنى و السماء و بنائها ، به حقّ آسمان و آن كه آن را بنا كرد ، بر قول اوّل يعنى خداى - عز و جل . و بر قول دوم : به حقّ آسمان و بناى آن ، چنان
هامش
( 1 ) . كا ، آد ، گا : آفتاب .
( 2 ) . آج و ديگر نسخه بدلها جرم .
( 3 ) . آج : كه نيك .
( 4 ) . كا ، آد ، گا ضمير .
( 5 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 6 ) . سورهء نساء ( 4 ) آيهء 3 .
( 7 ) . سورهء نساء ( 4 ) آيهء 22 .