اطعام . و ابو عبيده ( 1 ) و ابو حاتم اختيار اين كردند براى آن كه تفسير اسم است ، و تفسير اسم ، به اسم ، اوليتر باشد از آن كه به فعل . فرّاء و بعضى دگر گفتند ( 2 ) اختيار آن كردند لعطف الفعل عليه في قوله : * ( ثُمَّ كانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا ) * ( 3 ) .
* ( أَوْ إِطْعامٌ فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ ) * ، يا طعام دادن در روزى خداوند گرسنگى ( 4 ) روزى گرسنه ، من باب قولهم : ليل قائم و نهار صائم .
* ( يَتِيماً ذا مَقْرَبَةٍ ) * ، نصب « يتيما » بر عمل مصدر است كه مصدر عمل فعل خود كند ، تقول : عجبت من ضرب زيد عمرا ، أى من أن يضرب زيد عمرا . * ( ذا مَقْرَبَةٍ ) * ، خداوند خويشى و نزديكى ، چنان كه گفت : وَآتَى الْمالَ عَلى حُبِّه ذَوِي الْقُرْبى ( 5 ) .
و بعضى دگر گفتند : * ( ذا مَقْرَبَةٍ ) * ، از قرابت نيست ، بل از قرب است كه تهيگاه ( 6 ) باشد ، يعنى ذا خاصرة مطويّة متلاصقة من الجوع ، تهيگاه ( 7 ) به هم آمده از گرسنگى .
* ( أَوْ مِسْكِيناً ذا مَتْرَبَةٍ ) * ، [ اى ] ( 8 ) ذا فقر و حاجة ، يقال : ترب الرجل إذا افتقر حتّى لصق بالتراب من الفقر و الذلة ، از درويشى با خاك برابر باشد به مذلَّت ، چنان كه مسكين گويند لسكون حركاته ، و فقير گويند لانكسار فقار ظهره . و گفتند : براى آن كه مأواى او خاك باشد [ 130 - پ ] ، فرش و بسطى ندارد . و ابو حامد الخارزنجي گفت : « متربة » از تربت است ، و هى شدّة الحال ، قال الشّاعر :
و كنّا اذا ما الضيف حل بأرضنا
سفكنا دماء البدن في تربة الحال
براء بن عازب روايت كرد كه : اعرابيي بنزديك رسول آمد - صلوات اللَّه عليه - و گفت : يا رسول اللَّه ! علمني عملا يدخلني الجنة ، گفت : يا رسول اللَّه مرا علمى بياموز كه مرا به بهشت برد ، رسول - عليه السلام - گفت : اگر چه سؤال به لفظ
هامش
( 1 ) . كا ، آد ، گا : ابو عبيد .
( 2 ) . اساس گفتند ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد .
( 3 ) . سورهء بلد ( 90 ) آيهء 17 .
( 4 ) . كا ، آد ، گا و .
( 5 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 177 .
( 7 - 6 ) . اساس : تهى گاه .
( 8 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .