تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
نكرديم او را دو چشم . و زبانى و دو لب . و ره نموديم او را به دوره ( 1 ) . در نشد در عقبه . و چه آگاه كرده است تو را كه چيست آن عقبه . گشادن گردنى . يا طعام دادنى در روزى خداوند گرسنگى . بىپدرى را خداوند خويشى . يا درويشى را خداوند درويشى . پس بود از آنان كه ايمان آوردند و اندرز كردن به صبر و اندرز كردند به بخشايش . ايشان اهل دست راستاند . و آنان كه كافرند به آيتهاى ما ايشان اهل چپاند . بر ايشان آتش باشد در فرو گرفته ( 2 ) . قوله : * ( لا أُقْسِمُ ) * ، اختلاف اقوال در اين باب ( 3 ) برفته است كه بعضى گفتند : « لا » صله است ، و بعضى گفتند : همزهء استفهام مقدّر است بر سبيل تقرير و انكار ، و مراد به شهر مكّه است ، گفت : قسم نكنم به اين شهر . * ( وَأَنْتَ حِلٌّ ) * ، و الحلّ الحلال ، و تو حلالى در اين شهر ، يعنى آن يك ساعت كه خداى تعالى رسول را حلال كرد كه آن جا كافران را كشد و اسير كند .
هامش
( 1 ) . آج : او را راه حق و باطل . ( 2 ) . آج : آتشى است باز بسته . ( 3 ) . كا ، آد ، گا : در لا اقسم .