گويد :
إلهي نفسي نفسي ،
مگر رسول ما - عليه السلام - كه او گويد :
امتي امتي .
عبد اللَّه مسعود و مقاتل گفتند : در اين آيت : روز قيامت دوزخ را بيارند به هفتاد هزار زمام ، هر زمامى به دست هفتاد هزار فريشته و دوزخ را [ 123 - ر ] تغيّظ و زفيرى باشد تا او را بر چپ عرش بدارند . * ( يَوْمَئِذٍ يَتَذَكَّرُ الإِنْسانُ ) * ، گفت : آن روز آدمى حال خود انديشه كند . آنگه گفت : * ( وَأَنَّى لَه الذِّكْرى ) * ، آن جا چه جاى انديشه باشد ، يعنى سود ندارد او را ، چه وقت تفكّر و تذكّر نباشد براى آن كه تكليف زايل باشد و إلجاء حاصل .
* ( يَقُولُ يا لَيْتَنِي ) * ، آدمى يعنى آدمى كافر گويد و تمنّا كند كه : كاشك . ( 1 ) تا من در حيات دنيا براى اين حيات عقبى چيزى حاصل كرده بودمى و تقديم كرده و اين جا فرستاده تا مرا ذخيرهاى بودى .
آنگه بيان كرد كه اين تحسّر و تلهّف او را سود ندارد و اين تمنّا از او غنا نكند : * ( فَيَوْمَئِذٍ ) * ، چه آن روز روزى باشد كه آن عذاب كه خداى كند كس نكند ( 2 ) ، و آن بند كه او نهد كس ننهد ( 3 ) . بر قراءت بيشتر قرّاء ( 4 ) ، چه عامّهء قرّاء « يعذّب » و « يوثق » خواندند به كسر « ذال » و « ثا » على اضافة الفعل الى « احد » و [ ردّ ] ( 5 ) الضمير إلى اللَّه ، و التقدير : لا يعذّب احد فى الدنيا كعذاب اللَّه فى الاخرة و لا يوثق أحد كوثاقه . و كسائى و يعقوب خواندند : به فتح « ذال » و « ثا » على الفعل المجهول ، يعنى آن روز كه اين انسان را عذابى كنند كه مانند آن كس را نباشد ، و بندى نهند كه چنان بند كس را نباشد . فرّاء گفت : اين مردى است معيّن و « لام » در او تعريف عهد راست نه تعريف جنس ، يعنى ( 6 ) مفسّران گفتند : اميّة بن خلف
هامش
( 1 ) . كا ، آد ، گا : كاشكى .
( 2 ) . آج ، كا و لا يوثق وثاقه احد .
( 3 ) . كا ، گا اين معنى .
( 4 ) . گا است .
( 5 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج افزوده شد .
( 6 ) . آد ، گا : بعضى .