تعالى دو فريشته را بفرستد با تحفهاى از بهشت تا بيايند و او را گويند : اى نفس مطمئنّه : برون آى با روح و ريحان شو ، و خداى از تو راضى ، آنگه از او بوى دميدن گيرد از بوى مشك خوشتر ، و فريشتگان [ 124 - ر ] كه موكّلاند به اقطار آسمان گويند : نفس بندهء مؤمن به آسمان مىبرند كه بوى ( 1 ) سخت خوش مىدمد ، به هيچ در از درهاى آسمان نرسد و الَّا آن در بگشايند براى او ، و به هيچ فريشته بنگذرانند و الَّا بر او صلات فرستد تا پيش عرش خداى برند ، آنگه آن فريشتگان كه قابض آن روح باشند سجده كنند ، گويند : بار خدايا بندهء موحّد تو است كه در دنيا تو را پرستيد و با تو انباز نگرفت .
آنگه حق تعالى ميكايل را گويد : اين نفس را بر نفسهاى مؤمنان بر تا به روز قيامت من از تو باز خواهم . آنگه بفرمايد تا گور او هفتاد گز در هفتاد گز طول و عرض فراخ كنند ( 2 ) ، و بفرمايد تا از ريحان بهشت در گور او فگنند ( 3 ) . و اگر مرد اهل قرآن باشد ، نور قرآن او را در گور كفايت باشد . و اگر قرآن نداند ، چندانى نور در گور او پديد آيد كه نور آفتاب . و مثل او در گور چنان باشد كه عروس در خوابگاه خود كه كس او را بيدار نكند الَّا به مراد او از خواب برخيزد به مانند كسى كه خواب تمام نكرده باشد . و چون كافر را مرگ نزديك رسد ، خداى تعالى دو فريشته را بفرستد با پارهاى پلاس كه از آن كندهتر و خشنتر ( 4 ) نباشد ، بيايند و گويند : اى نفس خبيثه ! برون آى با دوزخ و عذاب اليم ، و خداى خشمناك بر تو ( 5 ) .
سعيد جبير گفت : عبد اللَّه عبّاس به طايف فرمان يافت . مرغى بيامد كه بر شكل او كس مرغ نديده بود و در نعش او شد و بيرون نيامد . چون او را دفن كردند ، بر سر گور او هاتفى آواز داد و اين آيت بخواند . آوازش شنيدند و او را
هامش
( 1 ) . آد ، گا : بويى .
( 2 ) . كا : بكنند .
( 3 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : افگنند .
( 4 ) . آج : گندهتر و ناخوشتر .
( 5 ) . كا ، آد ، گا : كه خداى بر تو خشمناك است .