* ( إِلَّا مَنْ تَوَلَّى وَكَفَرَ ) * ، الَّا آن كه بر گردد و كافر شود . در اين استثناء خلاف كردند كه راجع [ با ] ( 1 ) چيست [ 110 - پ ] بعضى گفتند : راجع است إلى قوله :
* ( فَذَكِّرْ ) * ، يعنى تذكير كن آنان را كه قوم تواند ، الَّا آنان را كه بر گشتهاند و كافر شده كه ايشان را تذكير تو سود ندارد ، و اين قول خطاست براى آن كه رسول - عليه السلام - خود مبعوث به كافران است . اگر او مؤمنان را تذكير كردى به اوّل كس نبود كه به او ايمان داشت تا او را تذكير كردى ، درست آن است كه راجع است إلى قوله : * ( لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ ) * ( 2 ) ، تو نگاهبان نهاى و مسلَّط بر ايشان الَّا بر كافران . و بر اين وجه استثناء متّصل بود ، و التقدير : إلَّا من تولَّى و كفر فانّك مسلَّط عليه بالجهاد و اللَّه يعذّبه العذاب الأكبر بعد ذلك .
و بعضى دگر گفتند : استثناء منقطع است بمعنى لكن و تعلَّق دارد به ما بعد او ، و التقدير : لكن من تولَّى و كفر فانّ اللَّه يعذّبه العذاب الأكبر ، لكن كافران خدا ايشان را عذاب مهتر كند ، يعنى در دوزخ . و براى آن كه گفت : « عذاب اكبر » كه ايشان را در دنيا عذابى ، بود اصغر از قحط و تنگى و درويشى و كشتن و اسير كردن . و قراءت عبد اللَّه مسعود چنين است كه ما گفتيم : فإنّه يعذّبه اللَّه العذاب الأكبر ، و « ها » ضمير شأن و كار باشد .
* ( إِنَّ إِلَيْنا إِيابَهُمْ ) * ، بازگشت ايشان با ماست . و ابو جعفر خواند : « إيّابهم » به تشديد « يا » و گفت : فعّال لغة فى الفعال ، و هما لغتان بالتّخفيف و التّشديد .
* ( ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا حِسابَهُمْ ) * ، شمار ( 3 ) ايشان با من است به قيامت ( 4 ) .
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 2 ) . اساس : بمسيطر ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها و ضبط قرآن مجيد تصحيح شد .
( 3 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : پس شمار .
( 4 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : است روز قيامت .