تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
قوله : * ( وُجُوه يَوْمَئِذٍ ناعِمَةٌ ) * ، آنگه در برابر آن وصف اهل بهشت كرد ، گفت : رويهايى باشد آن روز ناعم ، تازه ، نازك با نعمت و تازگى . و گفتند : با نعمت ، و مراد به « وجوه » اصحاب وجوه باشند - چنان كه رفته است پيش از اين . * ( لِسَعْيِها راضِيَةٌ ) * ، خشنود ( 1 ) سعيى كه كرده باشند در دار دنيا در سبيل خداى چون جزاى عمل بينند و ثواب و نعيم بهشت . * ( فِي جَنَّةٍ عالِيَةٍ ) * ، در بهشت بلند . * ( لا تَسْمَعُ فِيها لاغِيَةً ) * ، در آن جا هيچ لغو نشنود ، أى كلمة ذات لغو . و « لغو » ، كلمه‌اى باشد كه آن را فايده‌اى نباشد . و گفتند : به « لغو » سوگند دروغ خواست . * ( فِيها عَيْنٌ جارِيَةٌ ) * ، در آن جا چشمه‌اى روان باشد ، يعنى از هر جانبى و در هر بقعه‌اى و خطَّه‌اى ( 2 ) چشمه‌اى ( 3 ) روان باشد ، يكى از آب و يكى از شير ، يكى از مى ، يكى از انگبين . * ( فِيها سُرُرٌ مَرْفُوعَةٌ ) * ، در آن جا سريرها ( 4 ) بلند باشد . * ( وَأَكْوابٌ مَوْضُوعَةٌ ) * ، و كوزه‌ها ( 5 ) نهاده باشد . و اكواب جمع كوب باشد و آن كوزه‌اى ( 6 ) باشد [ كه ] ( 7 ) آن را دسته و خرطوم نباشد . * ( وَنَمارِقُ مَصْفُوفَةٌ ) * ، و بالشها ( 8 ) ، واحدها نمرقة * ( مَصْفُوفَةٌ ) * ، در نزد يكديگر نهاده . * ( وَزَرابِيُّ ) * ، زيلوها ، واحدتها [ 109 - پ ] زربيّة . عبد اللَّه عبّاس گفت : طبقها باشد . * ( مَبْثُوثَةٌ ) * ، أى مبسوطة ، گسترده . و گفتند : پراگنده در مجالس مختلف ، و قال الشّاعر فى النمارق :
كهول و شبّان حسان وجوههم على سرر مصفوفة و نمارق
هامش
( 1 ) . كا ، آد ، گا : خوشنودى . ( 2 ) . اساس : بقعهءى و خطهءى . ( 3 ) . اساس : چشمهءى . ( 4 ) . آد ، گا : سريرهاى . ( 5 ) . اساس : كوزها / كوزه‌ها ، آج : كوزهاى ، كا : كوزه‌ها . ( 6 ) . اساس : كوزهءى / كوزه‌اى . ( 7 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 8 ) . كا ، آد ، گا در جنب يكديگر نهاده .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 246 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي