تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
و يصرفه الصبىّ بكلّ وجه و يحبسه على الخسف الجرير
و تضربه الوليدة بالهراوى فلا غير لديه و لا نكير
و در بعضى تفسيرها آمد كه : يك روز موشى بيامد و زمام شترى گرفت و مىبرد و شتر بر اثر او مىرفت تا موش به سوراخ فرو شد . شتر هم آن جا بايستاد . چون مردم بر آن واقف شدند ، گفتند : سبحان ( 1 ) آن خداى كه جانورى به اين بزرگى را مسخّر ضعيفى كرد . در اثر ( 2 ) هست كه شريح قاضى هر وقت گفتى : بيايى ( 3 ) تا به كناسهء كوفه رويم . و ننظر * ( إِلَى الإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ ) * ، و در شتر نگريم كه خداى چگونه آفريد . بعضى مفسّران گفتند : مراد به « ابل » ابر است جز آن كه اين را در لغت اصلى نيست و بر اين شاهدى نيست از اشعار ، و از ظاهر لفظ اين معنى مفهوم نيست و نه نيز قرينه‌اى دارد . * ( وَإِلَى السَّماءِ كَيْفَ رُفِعَتْ ) * ، و نيز در آسمان نگرى ( 4 ) كه چگونه برداشته‌اند . * ( وَإِلَى الْجِبالِ ) * ، و به كوهها كه چگونه نصب كرده‌اند و بداشته . * ( وَإِلَى الأَرْضِ ) * ، و به زمين كه چگونه بگسترده‌اند . * ( فَذَكِّرْ ) * ، ياد ده‌اى محمّد اين غافلان را كه تو مذكّرى و ياد دهندهء آن چيزها كه ايشان ياد ندارند . كار تو اين تذكير و تنبيه است . * ( لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ ) * ( 5 ) ، تو بر ايشان نگهبان و مسلَّط و جبار نه‌اى . ابو عبيده گفت : در كلام عرب بر وزن مفيعل ( 6 ) هيچ چيز نيست جز دو اسم : مسيطر و مبيطر ، و ابو عمرو و كسائى به « سين » خواندند و حمزه به اشمام ، و باقى قرّاء به « صاد » و علَّت ، چنان كه در « صراط » گفتيم . گفتند : اين منسوخ است به آيت قتال . 6 p
هامش
( 1 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : سبحان اللَّه . ( 2 ) . اساس : آيت ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 3 ) . بيايى / بياييد . ( 4 ) . نگرى / نگريد ، آج و ديگر نسخه بدلها : نمىنگريد . ( 5 ) . اساس : بمسيطر ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها و ضبط قرآن مجيد تصحيح شد . ( 6 ) . اساس : تفعيل ، آج : مفتعل ، كا ، آد ، گا : مفعيل ، با توجّه به منابع لغت تصحيح شد .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 248 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي