آرند و كنند نيكيها ، ايشان را باشد مزدى ناكاسته .
قوله : * ( إِذَا السَّماءُ انْشَقَّتْ ) * ، حق تعالى وصف كرد قيامت را و آثار و اعلام او طرفى بگفت ، گفت : چون آسمان شكافته شود .
* ( وَأَذِنَتْ لِرَبِّها ) * ، و گوش با فرمان خدا كند . يقال : أذنت لكذا اذا سمعت ( 1 ) إليه ، و منه
قول النبي - عليه السلام : لا يأذن اللَّه لشيء كأذنه للقرآن ( 2 )
، و قول عدىّ :
في سماع يأذن الشيخ له
و حديث مثل ما ذىّ مشار
و أصله من اصغاء الاذن إليه ، اين را دو تأويل [ 87 - ر ] بود : امّا آن كه گويد ( 3 ) مراد به آسمان اهل آسمان است - على حذف المضاف و اقامة المضاف إليه مقامه - و امّا مراد تسخير و تذليل بود ، يعنى به منزلت بندهاى مطيع كه او گوش با فرمان خداوندش كند ، آسمان خداى را تعالى مسخرّ و مذلَّل بود ، و يجرى مجرى قوله : ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً ( 4 ) ، يعنى در شكافتن فرمان بردار شود .
* ( وَحُقَّتْ ) * ، و سزاوار است كه فرمان برد براى آن كه مخلوق و آفريدهء اوست .
* ( وَإِذَا الأَرْضُ مُدَّتْ ) * ، و آنگه كه زمين را بكشند كشيدن اديم عكاظىّ و فراختر كنند از آن كه اكنون هست .
* ( وَأَلْقَتْ ما فِيها ) * ، بيندازد آنچه در اوست از مردگان . * ( وَتَخَلَّتْ ) * ، و خالى شود از آن . و گفتند : بيندازد آنچه در او باشد از گنجها ، و هو
قوله - عليه السلام : اذا ظهرت اعلام السّاعة تقيء الأرض أفلاذ كبدها مثل الاسطوانة فيجيء القاتل فيقول في مثله قتلت و يجىء السارق فيقول في مثل هذا قطعت ثمّ خرجوا و تركوها
، گفت : چون علامت قيامت ظاهر شود زمين قى كند به پارههاى جگر خود ، يعنى گنجهاى فكنده ( 5 ) در زير زمين به مانند ستونهاى زرّين ، قاتل گويد : براى اين و مانند اين
هامش
( 1 ) . كا ، آد ، گا : اى استمعت .
( 2 ) . كا ، آد ، گا : الى القرآن .
( 3 ) . كا ، آد ، گا : گويند .
( 4 ) . سورهء فصّلت ( 41 ) آيهء 11 .
( 5 ) . آج : فگنده ، آد ، گا : آگنده .