است . محمّد بن كعب القرظىّ روايت كرد از ابو هريره از رسول - عليه و على إله السلام - كه گفت : « فلق » نام چاهى است در دوزخ سرگرفته ، و « سجّين » ( 1 ) چاهى است در دوزخ سرگشاده . مجاهد گفت : سنگى است در زير هفتم زمين ، نامهاى كافران در زير آن سنگ نهند . عكرمه گفت : يعنى لفي ضلال و خسار ، يعني اعمال ايشان را موقع نباشد و به جاى [ 82 - ر ] قبول نيوفتد ، چنان كه ما گوييم : نام ايشان به خاك افتاد و به زمين افتاد . أخفش گفت : لفي حبس و ضيق ( 2 ) ، در تنگى و سختى باشد ، و هو فعّيل من السجن ، و اين بناى مبالغت باشد ، كقولهم : سكّير و خمّير ، قال ابن مقبل :
و رفقة يضربون السفن ضاحية
ضربا تواصت به الابطال سجّينا
ابو عبيد ( 3 ) تفسير او به شديد كردى ، أى ضربا شديدا .
آنگه بر سبيل استعظام و تعجّب گفت : * ( وَما أَدْراكَ ما سِجِّينٌ ) * ، تو چه دانى اى محمّد كه سجّين چه باشد ! آنگه گفت : كتاب مرقوم ، نامهاى باشد نبشته يكى ( 4 ) علامت كرده بر او چون رقم خامه كه بنسترند ( 5 ) فراموش نكنند تا جزا دهند خداوندش را به حسب آن : قتاده گفت : رقم شرّ دارد . و گفتند : « مرقوم » ، مختوم بود به لغت حمير .
* ( وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ ) * ، واى دروغ دارندگان در آن روز .
* ( الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ ) * ، آنان كه روز جزا به دروغ دارند و به بعث و نشور ايمان ندارند .
آنگه وصف كرد كافران به بعث را ، گفت : * ( وَما يُكَذِّبُ بِه إِلَّا كُلُّ مُعْتَدٍ ) * ، گفت :
تكذيب نكند الَّا هر متعدّى ( 6 ) ظالمى ، يقال : اعتدى و تعدّى إذا تجاوز الحد . ( 7 ) * ( أَثِيمٍ ) * ،
هامش
( 1 ) . آج و ديگر نسخه بدلها نام .
( 2 ) . آج و ديگر نسخه بدلها وضنك .
( 3 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : ابو عبيده .
( 4 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : و .
( 5 ) . آج و ديگر نسخه بدلها و .
( 6 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : معتدى .
( 7 ) . كا ، گا فعيل بمعنى مفعول .