* ( وَإِذَا الْجِبالُ سُيِّرَتْ ) * ، چون كوهها به رفتن در آرند به روى زمين بر زمين مىروند به مانند گرد و در هوا به مانند پشم زده .
* ( وَإِذَا الْعِشارُ عُطِّلَتْ ) * ، و آنگه كه شتران آبستن ده ماهه را فرو گذارند ( 1 ) يكى را از آن عشراء گويند ، و از ده ماه تا تمامى يك سال اين نام بر او باشد ، و از اين نفيستر عرب را مالى نبود و عزيزتر بر ايشان ، در اين وقت نه بر او نشينند و نه از او شير دوشند .
* ( وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ ) * ، و آنگه كه وحوش را جمع كنند [ 70 - ر ] . عبد اللَّه عبّاس گفت : حشرشان و مرگشان باشد ، و حشر هر چيزى مرگ باشد مگر حشر جنّ و انس كه حشر ايشان بعث باشد . أبىّ كعب گفت : اختلطت ، آميخته شوند .
قتاده گفت : جمع كنند ايشان را .
* ( وَإِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ ) * ، اهل بصره ( 2 ) به تخفيف خواندند ، و باقى قرّاء به تشديد . ابن زيد و سفيان گفتند : او قدت ، به آتش بتابند تا آب او آتش شود .
عبد اللَّه عبّاس گفت : خداى تعالى چون قيامت خواهد بودن ، آفتاب و ماه و ستارگان را در دريا فگند ، آنگه بادى از بادهاى دبور بفرستد تا بر او جهد و آن را آتش كند .
مجاهد و ضحّاك و مقاتل گفتند : سجّرت ، أى فجّرت ، در هم گشايند .
درياها را تا مختلط شوند ، عذب با ملح آميخته شود ، همه درياها يك دريا شود .
كلبيّ گفت : سجّرت ، أى ملئت ، مملو كنند آن را . ربيع خثيم گفت : زيادت گيرد تا زمينها بر بستاند . قتاده گفت : آبش به زمين فرو شود تا يك قطره نماند به خلاف آن كه ديگر مفسّران گفتند . و گفتهاند : آبش حميم شود و تافته براى اهل دوزخ .
أبىّ كعب گفت شش آيت باشد از اعلام قيامت پيش از قيامت : يكى آن كه مردم
هامش
( 1 ) . كا ، آد ، گا : شتران ده ماهه آبستن بچگان را بيفگنند .
( 2 ) . اساس : كلمه زير وصّالى رفته است ، آج و ديگر نسخه بدلها و مكّه .