و چون تنها را جفت گردانند .
و چون دختران در گور كرده را پرسند كه .
به كدام گناه كشتند او را .
و چون صحيفهها بر افلاجند ( 1 ) .
و چون آسمان در نوردند .
و چون دوزخ را بتابند .
و چون بهشت نزديك كنند .
بداند تنى آنچه حاضر كرده باشد [ 69 - ر ] .
سوگند نمىخورم به ستارگان باز پس مانده .
روندگان در برج شدگان .
و به شب چون تاريك شود .
و بام چون دم زند .
كه او گفتار پيغامبرى است گرامى .
خداوند قوّت بنزديك خداوند عرش ممكّن .
فرمان برده آن جا استوار .
و نيست صاحب شما ديوانه .
ديد او را به كنارههاى آسمان ظاهر .
و نيست او بر وحى متهّم .
و نيست او گفتار ديوى ( 2 ) رانده .
كجا مىشوى ( 3 ) ؟
نيست او الَّا يادگارى جهانيان را .
هامش
( 1 ) . آج : چون نامههاى عمل باز كرده شود .
( 2 ) . آج : به گفتارى ديو .
( 3 ) . آج : پس كجا مىرويد .