* ( وُجُوه يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ ) * ، آنگه باز نمود كه خلقان در قيامت برد و وجه باشند رويهايى بود روشن و خندان و خرّم و گشاده .
* ( وَوُجُوه يَوْمَئِذٍ عَلَيْها غَبَرَةٌ ) * ، و رويهايى باشد گرد زده . عطا گفت : رويهاى ايشان روشن باشد در دنيا در راه خداى و جهاد گرد زده شده باشد ، و آنان كه بر عكس اين باشند از تنعّم و رغبت ناكردن در جهاد و صيانت روى از آن كه گرد آلود شود روز قيامت خداوند ( 1 ) آن رويها گرد آلود باشند ، و ذلك قوله : * ( وُجُوه يَوْمَئِذٍ عَلَيْها غَبَرَةٌ ) * .
* ( تَرْهَقُها ) * ، أى تغشاها . * ( قَتَرَةٌ ) * ، خاك بر او نشسته باشد و در خاك پنهان شده .
در اخبار آمد كه : چون خداى تعالى مقاصّت كند ميان بهايم و ايشان را خاك گرداند ، آن خاك گرد شود و بر روى كافران نشيند ، و قوله : * ( قَتَرَةٌ ) * ، أى ظلمة و سواد .
و القترة الظلمة .
ابن زيد گفت : فرق ( 2 ) ميان « غبره » و « قتره » آن باشد كه قتره گردى بود كه در هوا برود ، و غبره گردى باشد كه بر روى زمين پهن مىشود .
آنگه گفت آنان كه با ايشان اين معامله ( 3 ) رود كافران و فاجران باشند : * ( أُولئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ ) * ، واحد هما كافر و فاجر .
هامش
( 1 ) . كا : خداوندان .
( 2 ) . آج و ديگر نسخه بدلها از .
( 3 ) . كا : معاملت .