آنگه گفت : * ( وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ ) * ، واى بر مكذّبان و دروغ دارندگان پيغامبران و كتابهاى من در آن روز . و تخصيص مكذّبان براى ( 1 ) كرد كه تكذيب پيغامبران كفر باشد و ساير معاصى به دنبال آن شود . و ديگر آن كس كه [ 44 - ر ] ثواب و عقاب دروغ دارد ( 2 ) او را لطف نبود به كردن واجب و ناكردن قبيح .
* ( أَ لَمْ نُهْلِكِ الأَوَّلِينَ ) * ، آنگه بر سبيل اعذار و انذار گفت : نه ما هلاك كرديم اوّلينان و پيشينگان را از قوم نوح و عاد و ثمود و امّتان گذشته را ! آنگه گفت : * ( ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الآخِرِينَ ) * ، اين باز پسينان را از پى ايشان ببريم ، يعنى چون اوّلينان را هلاك كرديم ، آخرينان را چه امان است .
* ( كَذلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ ) * ، همچنين كنيم با گناهكاران .
* ( وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ ) * ، وجه تكرار در سورة الرحمن گفتهايم ( 3 ) .
آنگه تذكير نعمت كرد مكلَّفان را گفت : * ( أَ لَمْ نَخْلُقْكُمْ مِنْ ماءٍ مَهِينٍ ) * ، نه ما آفريديم شما را از آبى ضعيف حقير ، يعنى نطفه ! .
* ( فَجَعَلْناه فِي قَرارٍ مَكِينٍ ) * ، و آن را در قرارگاهى ممكّن مكين گردانيديم .
* ( إِلى قَدَرٍ مَعْلُومٍ ) * ، تا به مدّتى معلوم ، و آن نه ماه باشد كه وقت وضع بود .
* ( فَقَدَرْنا فَنِعْمَ الْقادِرُونَ ) * ، ما تقدير كرديم و نيك تقدير كنندهايم ما . و قادر و مقدّر يكى باشد ، يقال : قدّرت الشىء و قدرته قدرا و قدرا و تقديرا بمعنى ، يعنى تقدير مدّت بودنش در رحم و تقدير اجل و رزق و احوال او كه چه كند و چه گويد و چند ماند و چه خورد ، اين جمله بر ما مقدّر و معلوم باشد ، بر گزاف نبود .
مدنيان و كسائى خواندند : « فقدّرنا » به تشديد ، و باقى قرّاء به تخفيف .
آنگه هم بر سبيل منّت گفت : * ( أَ لَمْ نَجْعَلِ الأَرْضَ كِفاتاً ) * ، نه ما زمين را به
هامش
( 1 ) . آج و ديگر نسخه بدلها آن ، كه ظاهرا لازم است .
( 2 ) . كا ، آد ، گا : و عقاب را به دروغ دارد .
( 3 ) . آج : گفته آمد .