تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
ايشان خواهند مىگيرند ايستاده و نشسته و خفته ، چنان كه خواهند بر آن حال كه باشند . مجاهد گفت : زمين بهشت از سيم است و خاكش از مشك است ، و اصل درختانش از زرّ است ، و شاخهايش از لؤلؤ و زبرجد و ياقوت است ، و ميوه در زير برگهاى او ، هر كه خواهد كه از او ميوه چيند ايستاده و نشسته و خفته تواند ، و ذلك قوله : * ( وَدانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلالُها وَذُلِّلَتْ قُطُوفُها تَذْلِيلًا ) * . قوله : * ( [ وَ ] ) * ( 1 ) * ( يُطافُ عَلَيْهِمْ بِآنِيَةٍ مِنْ فِضَّةٍ وَأَكْوابٍ كانَتْ قَوارِيرَا ، قَوارِيرَا مِنْ فِضَّةٍ ) * [ 35 - پ ] ، گفت : مىگردانند بر ايشان اناهايى از سيم و كوزهايى ( 2 ) بىدسته و خرطوم از آبگينه آبگينه‌اى از ( 3 ) سيم . مفسّران گفتند : سپيدى ( 4 ) سيم باشد در صفاى آبگينه ، اصل او سيم باشد و لكن صفاى آبگينه دارد . عكرمه گفت عبد اللَّه عبّاس را پرسيدم از اين آيت ، گفت : اگر پاره‌اى سيم بگيرند و آن را تنك كنند به حدّ پرّ مگس ، شراب در او پيدا نباشد ، سيم بهشت چنان بود كه شراب در او پيدا بود . كلبى و ثماليّ گفتند : آبگينهء هر قومى از خاك زمين ايشان باشد ، و زمين بهشت از سيم است ، آبگينهء ايشان از آن باشد . نافع و كسائى و ابو بكر عن عاصم خواندند : « قواريرا قواريرا من فضّة » ، هر دو به تنوين و « الف » و حمزه و ابن عامر هر دو بى تنوين خواندند : « قوارير قوارير » على أنّه ، لا ينصرف لأنّه جمع بعد ألفه ( 5 ) ثلاثة احرف اوسط ( 6 ) ، و اين ( 7 ) سبب مكرّر است . و ابن كثير اوّل به تنوين خواند و دؤم بى تنوين ، و ابو عمر هر دو بىتنوين خواند در وصل ، و در وقف به تنوين . و از حقّ اين لفظ آن است كه ابدا لا ينصرف بود ، چه سبب او مكرّر
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها از قرآن مجيد افزوده شد . ( 2 ) . اساس و همهء نسخه بدلها : كوزهايى / كوزهايى . ( 3 ) . آد ، گا : مانند . ( 4 ) . آد ، گا : به سفيدى . ( 5 ) . آج : انّه . ( 6 ) . آد ، كا ، گا : ألفه حرفان . كلمهء « اوسط » با همان خط متن در حاشيه آمده است . ( 7 ) . آج و ديگر نسخه بدلها يك .