آن شب نيز ( 1 ) طعام بدادند و بر آب تهى روزه گشادند . چون روز چهارم بود ، امير المؤمنين برخاست و به يك دست دست حسن گرفت و به يك دست دست حسين ، و ايشان را آورد بنزديك رسول ، و ايشان از ضعف مىلرزيدند . رسول - عليه السلام [ 34 - پ ] دل تنگ شد از اين حال ، گفت : خيز تا به حجرهء فاطمه رويم . آمدند و فاطمه - عليها السلام - در محراب شكم با پشت رفته ( 2 ) از گرسنگى .
رسول - عليه السلام - چون چنان ديد گفت :
وا غوثاه بالله أهل بيت محمد يموتون من الجوع .
جبريل - عليه السلام - آمد و اين آيات آورد - قوله تعالى :
* ( يُوفُونَ بِالنَّذْرِ ) * ( 3 ) إلى قوله : * ( إِنَّ هذا كانَ لَكُمْ جَزاءً وَكانَ سَعْيُكُمْ مَشْكُوراً ) * ( 4 ) .
ابن مهران گفت : رسول - عليه السلام - چون در نزديك فاطمه شد و او را بپرسيد ، چون احوال چنان ديد بگريست و گفت : سه روز است كه شما در اين رنجى ( 5 ) و من بىخبرم از شما . جبريل آمد و اين آيت آورد : * ( إِنَّ الأَبْرارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كانَ مِزاجُها كافُوراً ) * .
* ( عَيْناً يَشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّه ) * ، گفت : چشمهاى است در سراى رسول ، از آن جا به سراى پيغامبران و اوصيا مىشود ( 6 ) . * ( يُوفُونَ بِالنَّذْرِ ) * ، يعنى على و فاطمه و حسن و حسين و فضّه .
در خبر است از عبد اللَّه عبّاس كه : يك روز اهل بهشت در بهشت روشنايى ببينند ، چون روشنايى آفتاب ، گويند : بار خدايا نه ما را وعده دادى كه :
* ( لا يَرَوْنَ فِيها شَمْساً وَلا زَمْهَرِيراً ) * . اين نور آفتاب چيست ؟ حق تعالى گويد : اين آفتاب نيست ، على با فاطمه مزاحى كرد ، از آن بخنديدند . اين نور دندانهاى ايشان است كه همهء بهشت از آن منوّر شد .
و اتّفاق اهل قبله است از مخالف و مؤالف كه اين سورت در حقّ على و
6 p
هامش
( 1 ) . آد ، گا باتّفاق .
( 2 ) . آد ، گا : شكم به پشت باز دو سيده .
( 3 ) . سورهء انسان ( 76 ) آيهء 7 .
( 4 ) . سورهء انسان ( 76 ) آيهء 22 .
( 5 ) . آج ، آد ، گا : رنجيد .
( 6 ) . آج : مىرود ، آد ، گا : رود .