لو استقاموا ، و أن المساجد ، و أنه لما قام عبد الله ) ، اين چهار حرف ( 1 ) به فتح همزه ، و باقى قرّاء از اوّل سورت تا آن ( 2 ) جا به كسر « الف » خواندند ، و نافع و عاصم در روايت ابو بكر همچنين خواندند . الَّا آنچه ( 3 ) پس از قول و « فا » ى جزا كسر كردند ( 4 ) ، براى آن است كه ما بعد آن دو چيز ابتداى كلام بود يا ( 5 ) در حكم ابتدا باشد . و آن كه جمله مكسور خواند بر استيناف حمل كرد .
* ( وَأَنَّه تَعالى جَدُّ رَبِّنا ) * ، سدّي گفت : امر ربّنا ، بزرگوار است فرمان خداى ما .
حسن بصرى گفت : غنى ربّنا ، توانگرى خداى ما ، و از آن جا ( 6 ) بخت را جدّ گويند ، و رجل مجدود خلاف المحروم . عبد اللَّه عبّاس گفت : قدرة ربنا ، قدرت خداى ما . مجاهد و عكرمه گفتند : جلالة ربنا ، بزرگوارى خداى ما . ابن ابي نجيح گفت از مجاهد : ذكر ربّنا ، نام خداى ما . قرظيّ گفت : آلاء و نعماء او بر خلقانش . أخفش گفت : علا ملك ربّنا ، بزرگوار است پادشاهى او . ابن كيسان گفت : ظفر او بر خلقان از جمله كافران به حجّت . و « جدّ » در لغت عظمت [ باشد ] ( 7 ) ، و انس گفت : مردى را كه در ميان ما « البقره » و « آل عمران بخواندى » جدّ في عيننا ( 8 ) ، أى عظم ( 9 ) .
از باقر و صادق - عليهما السّلام - روايت كردند كه ايشان گفتند : اين كلمتى است كه جنّ گفتند و ندانستند كه خداى را « جدّ » نتوان گفتن ( 10 ) ، خداى تعالى از
هامش
( 1 ) . آد ، گا : محل .
( 2 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : اين .
( 3 ) . اساس : و امّا آن كه ، با توجّه به كا و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 4 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : همچنين خواندند الَّا آنچه از پس قول مىآيد تا از پس ما جزا كرد بر كردند .
( 5 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : تا .
( 6 ) . آد و ديگر نسخه بدلها است كه .
( 7 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 8 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : عظمت باشد و منه قول أنس بن مالك كان الرّجل اذا قرأ البقره و ال عمران جدّ فينا .
( 9 ) . آد و ديگر نسخه بدلها فينا .
( 10 ) . اساس : گفتند ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .