خويش هيچ كس .
مگر آن كه بپسندد از پيغمبر كه اوست اندر آيد از پيش او و از پس او نگاهبانان .
تا پديد آيد كه به رسانيدند پيغامهاى خدايشان و اندر رسيد به آنچه نزديك ايشان بود و بشمارد هر چيزى را به شمار .
قوله تعالى : * ( قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّه اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ ) * ، بگوى اى محمّد كه وحى كردند به من كه گروهى از جنّيان گوش به آواز من كردند كه من قرآن مىخواندم و بشنيدند و گفتند : ما قرآنى عجب مىشنويم . مفسّران گفتند : اينان نه كس ( 1 ) بودند از جنّيان نصيبين كه گوش با قراءت ( 2 ) رسول كردند - و قصّهء ايشان برفته است . ابو حمزة الثّمالىّ گفت : از ( 3 ) جنّيان بنى الشّيصبان ( 4 ) بودند و ايشان گروهىاند كه [ 82 - پ ] از ايشان بيشتر نباشد ( 5 ) به عدد ، و عامّهء لشكر ابليس از ايشان باشند ( 6 ) . چون با قوم خود [ رفتند ] ( 7 ) گفتند : ما قرانى عجب مىشنويم كه اين [ قرآن ] ( 8 ) راهنماست به صلاح ، لا جرم ايمان آورديم به او . و نيز از اين پس با خداى تعالى انباز نخواهيم گرفتن .
ابن كثير و ابو عمرو خواندند : ( قل اوحى الى أنه استمع نفر من الجن ، و ان
هامش
( 1 ) . آد : ده كس .
( 2 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : با قرآن خواندن .
( 3 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : اين .
( 4 ) . اساس : بنى الشيطان ، آد و ديگر نسخه بدلها : ابو الشيطان ، با توجه به تفسير قرطبى ( 19 / 3 ) و منابع حديث تصحيح شد .
( 5 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : بيشتر كس نيست .
( 6 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : باشد .
( 8 - 7 ) . اساس : ندارد ، با توجه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .