بايستد ( 1 ) بندهء خداى مىخواند او را ، نزديك آن بود كه بهرى بر سر بهرى افتند ( 2 ) .
بگو بدرستى مىخوانم پروردگار خود و شرك نيارم ( 3 ) به او كسى را .
بگو من نه پادشاهى مر شما را زيانى و نه راه راست .
بگو كه من نرهاند مرا از خدا هيچ كس و نيابم ( 4 ) از بيرون او پناهي .
مگر رسانيدنى از خداى و پيغامهاى ( 5 ) او ، و هر كه نا فرمان شود خداى را و رسول او را كه باشد او را آتش دوزخ جاويدان اندر آن جا هميشه .
تا آنگاه كه ببينند [ آنچه ] ( 6 ) وعده كنندشان زود باشد كه بدانند كيست سستتر به يارى و كمتر به ياران .
بگو ندانم ( 7 ) كه نزديك است آنچه [ وعده ] ( 8 ) كنند شما را يا كند براى او خداى من مهلتى .
داناى نهان و نرساند بر نهانى
هامش
( 1 ) . اساس : كلمه به صورت « باشد » هم خوانده مىشود .
( 2 ) . اساس : بر او مال بسيار ، با توجّه به ترجمهء دوبارهء آيه در متن تفسير همين نسخه تصحيح شد .
( 3 ) . اساس : نيارم ، با توجّه به معنى و ضبط چاپ شعرانى ( 11 / 283 ) تصحيح شد .
( 4 ) . اساس : و نيابند ، با توجّه به ضبط چاپ شعرانى تصحيح شد .
( 5 ) . اصل ترجمه بدين صورت بود : پيغمبران ، با توجه به ترجمه دوبارهء آيه در متن تفسير تصحيح شد .
( 6 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به چاپ شعرانى ( 11 / 284 ) افزوده شد .
( 7 ) . اساس : دانم ، با توجّه به ترجمهء آيه در متن تفسير ، تصحيح شد .
( 8 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به ترجمهء آيه در متن تفسير ، افزوده شد .