چنين كردى ؟ گفت : يا رسول اللَّه ، بوى مغافيرى ( 1 ) از تو مىآيد ، [ مگر ] ( 2 ) مغافير ( 3 ) خوردهاى ؟ گفت : نه ، و لكن حفصه مرا پارهاى انگبين آورد ( 4 ) .
عايشه گفت : پندارى نحل آن بر عرفط نشسته ( 5 ) بوده است . رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - گفت : من انگبين بر خود حرام كردم كه نيز ( 6 ) انگبين نخورم .
عطاء بن ابي مسلم گفت : اين [ زن ] ( 7 ) كه رسول را - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - انگبين دادى امّ سلمه بود . روايت ديگر آن است كه : آن زن زينب بنت جحش بود كه رسول را - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - انگبين مىداد . [ پس ] ( 8 ) عايشه و حفصه مواطات ( 9 ) كردند كه رسول را گويند از تو بوى مغافير ( 10 ) مىآيد ، آنگه هر دو بگفتند . رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - فرمود كه : من انگبين بر خود حرام كردم ، خداى تعالى اين آيت فرستاد كه : * ( يا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّه لَكَ تَبْتَغِي مَرْضاتَ أَزْواجِكَ ) * .
بعضى [ ديگر ] ( 11 ) گفتند : سبب نزول آيت آن بود كه رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - روزها قسمت نهاده ( 12 ) بودى ميان زنان . يك روز نوبت حفصه بود ، گفت : يا رسول اللَّه مرا بنزديك پدر كارى هست ، دستورى باش ( 13 ) تا آن جا بروم ؟ رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - دستورى داد ، او ( 14 ) برفت . رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - كس فرستاد ، و كنيزكى داشت مارية القبطيّة
هامش
( 1 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : مغافير .
( 11 - 8 - 7 - 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 10 - 3 ) . اساس : مغافرى ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 4 ) . كا ، گا : حفصه پارهاى انگبين بنزديك من نهاد بخوردم .
( 5 ) . اساس : بسته ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 6 ) . آد ، گا : كه بعد از اين .
( 9 ) . كا : مواطا .
( 12 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : قسمت كرده .
( 13 ) . آد ، گا : دستورى ده ، كا : دستور باش .
( 14 ) . كا : تا .