حفصه ( 1 ) . كنيزكى داشت حبشى او را حصيره نام بود ، با او گفت ( 2 ) : برو و بنگر كه رسول بامدادها كه ( 3 ) به حجرهء حفصه مىرود چرا [ آن جا ] ( 4 ) مقام مىكند ؟ [ او ] ( 5 ) بيامد و بديد [ و بازگشت ] ( 6 ) و حديث انگبين باز گفت ( 7 ) . عايشه ( 8 ) را از آن غيرت آمد و كس فرستاد به زنان رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - و گفت : حال چنين است و رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - آن جا مقام مىكند و او را پارهاى انگبين [ نهاده ] ( 9 ) است ( 10 ) و رسول را بدان علَّت ( 11 ) باز مىگيرد ، اكنون مىبايد كه چون رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - نزديك شما آيد بگوييد كه از تو بوى مغافير مىآيد ، و مغافير صمغ عرفط باشد و آن را بوى كره ( 12 ) باشد ، و [ رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - كاره بودى كه از او بوى كريه آمدى ] ( 13 ) براى آن كه جبرئيل بنزديك آن حضرت آمدى آن حضرت خويشتن را از منفّرات دور داشتى .
رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - چون نزديك سودة شد ، سودة گفت : من خواستم تا رسول را آن سخن گويم ديگر باره روا نداشتم كه با رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - سخنى گويم دروغ كه او را در آن كراهت ( 14 ) باشد ، هيچ نگفتم .
رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - از آن جا بيرون رفت و نزديك عايشه شد ( 15 ) ، عايشه آستين در ( 16 ) بينى گرفت . رسول فرمود كه ( 17 ) : چرا
هامش
( 1 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : نمىآمد كه رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله - آن جا مقام مىكرد .
( 2 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : او را گفت .
( 3 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : بامداد كه .
( 13 - 9 - 6 - 5 - 4 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 7 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : با عايشه بگفت .
( 8 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : او .
( 10 ) . اساس : هست ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 11 ) . كا از آن جا .
( 12 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : كريه .
( 14 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : او را از آن كراهتى .
( 15 ) . كا : بشد .
( 16 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : بر .
( 17 ) . كا ، گا : رسول گفت .