كبدنة و بدن . و راويان ابن كثير و عاصم در اين مختلفاند ، گفتند : مردى بنزديك ابن سيرين آمد گفت : من در خواب ديدم كه خشبهاى ، [ يعنى ] ( 1 ) چوبى دركش ( 2 ) گرفته بودم ، گفت : پندارم ( 3 ) كه تو از اهل اين آيتى كه خداى مىگويد :
* ( كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ ) * .
* ( وَإِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّه ) * ، چون گويند ايشان را [ كه ] ( 4 ) بياييد تا رسول خداى براى شما استغفار كند و آمرزش خواهد . * ( لَوَّوْا رُؤُسَهُمْ ) * ، سرها بپيچيدندى ( 5 ) و روى بگردانيدندى ( 6 ) و اظهار كراهت كردندى ( 7 ) . نافع و يعقوب به روايت روح و مفضّل خواندند : « لووا » به تخفيف « واو » از ثلاثى مجرّد ، و باقى قرّاء « لوّوا » به تشديد « واو » من التّفعيل ( 8 ) . * ( وَرَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَهُمْ مُسْتَكْبِرُونَ ) * ، و بينى ايشان را كه بر مىگردند از آنچه ايشان را به آن دعوت كنند ( 9 ) . * ( وَهُمْ ) * ، « واو » حال است ( 10 ) ، در آن حال كه ايشان متكبّر و مترفّع باشند .
* ( سَواءٌ عَلَيْهِمْ ) * - الاية ، گفت : راست است بر ايشان اگر استغفار كنى و اگر نكنى كه خداى تعالى ايشان را نيامرزد . * ( إِنَّ اللَّه [ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ ] ) * ( 11 ) ، خداى هدايت ندهد فاسقان را به راه بهشت ، و مراد به اين فاسقان منافقاناند .
مفسّران گفتند : اين آيات در [ حقّ ] ( 12 ) عبد اللَّه [ ابىّ ] ( 13 ) سلول منافق آمد
هامش
( 13 - 12 - 4 - 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 2 ) . آد ، گا : كنار .
( 3 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : مىپندارم .
( 5 ) . اساس : به پيچند ، با توجّه به آد ، گا تصحيح شد ، كا : بپيچانيدندى .
( 6 ) . اساس : بگردانند ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 7 ) . اساس : كنند ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 8 ) . گا : التّفعّل .
( 9 ) . كا ، گا : مىكنند .
( 10 ) . آد ، گا : راست .
( 11 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها ، از قرآن مجيد افزوده شد .