آنچه مىكردند .
آن است بدان كه گرويدند ، پس كافر شدند . مهر نهادند ( 1 ) بر دلهاشان ، ايشان نه اندريابند .
و چون بينى ايشان را شگفت آيد تو را تنهاشان ، و اگر گويند بشنوى گفتار ايشان را چندان كه ايشان چوبهااند بر دار بازنهاده ، همىپندارند هر آوازى بر ايشان باشد ( 2 ) ايشان دشمناند ( 3 ) بپرهيز از ايشان ، [ بكشاد ايشان را خداى ] ( 4 ) از كجا برگردند .
و چون گويند ايشان را كه بيايى تا آمرزش خواهد شما را پيغمبر خداى ، برگردانند سرهاشان و بينى ايشان همىبازدارند ، و ايشان گردنكشان باشند .
يكسان است بر ايشان ، آمرزش خواهى ايشان را يا نه آمرزش خواهى ايشان را ، نيامرزد خداى ايشان را كه خداى راه ننمايد گروه تباهكاران را .
ايشانند آنكسها كه همىگويند كه هزينه مكنيد بر آنكه او نزديك پيغمبر خداى تا بپراگنند ، و خداى راست خزينههاى آسمانها و زمين و لكن منافقان ندانند .
هامش
( 3 - 2 - 1 ) . اساس : نهاد ، با توجّه به معنى دوبارهء آيه در متن تفسير تصحيح شد .
( 4 ) . اساس و ديگر نسخه بدلها : ندارد ، با توجّه به معنى عبارت در صفحات بعدى افزوده شد .