السّمك ، الا سه اسم ( 1 ) و هى : سبّوح و قدّوس و ذرّوح لواحد ( 2 ) الذّراريح ، [ و هى دويبّة مبرقشة بحمرة و سواد ] ( 3 ) ، اين مگس ( 4 ) كه گويند در او زهر است ( 5 ) . كسائى گفت از ابو دينار ( 6 ) كه او خواند : « قدّوس » به فتح « قاف » .
* ( هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ ) * ، گفت : او آن خداست كه بفرستاد در امّيان كه چيزى نخوانند و ننويسند يعنى عرب ، پيغمبرى را [ از ايشان ] ( 7 ) و آن محمّد است - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - و گفتند ( 8 ) : مراد به امّيان مكّياناند براى آن كه مكّه را امّ القرى خوانند . * ( يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِه ) * ، كه از صفت او آن است كه آيات خداى بر ايشان مىخواند . * ( وَيُزَكِّيهِمْ ) * ، و تزكيه مىكند ايشان را . * ( وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَالْحِكْمَةَ ) * ، و ايشان را كتاب و حكمت مىآموزد ( 9 ) . * ( وَإِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ ) * ، يعنى او شريعت مىآموخت ايشان را اگر چه ايشان پيش از اين در ضلال و گمراهى بودند روشن كه كتاب نداشتند و شرع نداشتند ، و مثله قوله : ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَلَا الإِيمانُ ( 10 ) .
* ( وَآخَرِينَ مِنْهُمْ ) * ، در او دو وجه است از اعراب : يكى جرّ عطفا على قوله :
* ( فِي الأُمِّيِّينَ ) * ، و : ( في آخرين منهم ) ، و وجهى ديگر نصب عطفا على الضّمير في قوله :
* ( وَيُعَلِّمُهُمُ ) * ، و ايشان را مىآموزد و ديگران را همچنين مىآموزد كتاب و حكمت .
هامش
( 1 ) . اساس : سنة ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد ، چاپ شعرانى ( 11 / 143 ) : ثلاثه .
( 2 ) . اساس : الواحد ، با توجّه به كا تصحيح شد .
( 7 - 3 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 4 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : ندارد .
( 5 ) . اساس يا گويند ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد .
( 6 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : ابو الدّنيا .
( 8 ) . اساس : گفت : با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 9 ) . آد و ديگر نسخه بدلها يعنى قرآن و شريعت .
( 10 ) . سورهء شورى ( 42 ) آيهء 52 .