گفت : * ( تُؤْمِنُونَ ) * ؟ گوييم ( 1 ) : اين بر تقدير « أن » بود ، و « أن » مع الفعل در تأويل مصدر باشد . عرب در مثل اين موضع يك بار « أن » بيارند و يك بار حذف كنند ، قالوا ( 2 ) : هل لك فى خير تقوم الى فلان فتعوده و ان تقوم الى فلان فتعوده ، و قوله :
* ( يَغْفِرْ لَكُمْ ) * ، براى آن مجزوم است كه جواب استفهام است متضمّن معنى شرط را ، و التّقدير : ( فانكم ان فعلتم ذلك يغفر لكم من ( 3 ) ذنوبكم ) ، اگر آن ( 4 ) جا كارها به جاى آريد از ايمان به خداى و جهاد در سبيل خداى بيامرزد شما را گناهانتان . * ( وَيُدْخِلْكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهارُ ) * ، و شما را به ( 5 ) بهشتهايى برد كه در زير درختان آن جويها مىرود . * ( وَمَساكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ) * ، و خانههاى ( 6 ) خوش در بهشت مقام .
حسن بصرى گفت از عمران حصين و ابو هريره پرسيدم تفسير : * ( وَمَساكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ) * ، مرا گفتند : على الخبير سقطت ، بر مردمان دانا افتادى . ما رسول را - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - پرسيديم ، ما را گفت : كوشكى است در بهشت از يك پاره لؤلؤ ، در آن كوشك هفتاد سراى باشد از ياقوت سرخ و در هر سرايى هفتاد خانه باشد از زمرّد سبز ، و در هر خانهاى هفتاد سرير باشد ، و بر هر سريرى هفتاد بستر باشد ( 7 ) ، و بر هر بسترى جفتى از حور العين ، و در هر خانهاى هفتاد مايده باشد ، و بر سر هر مايدهاى هفتاد لون طعام ، و در هر خانهاى هفتاد غلام و كنيزك باشد . خداى تعالى مؤمن را چندان قوّت دهد كه به بامداد بر اينان همه بگذرد طعام بخورد و خلوت بسازد و از كارها ( 8 ) بپردازد . * ( ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ) * ، آن ظفر ( 9 ) بزرگوار است .
هامش
( 1 ) . گا : جواب گوييم .
( 2 ) . آد ، كا ، گا : كرده باشند .
( 3 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : ندارد .
( 4 ) . كا : اين جا ، گا : شما .
( 5 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : در .
( 6 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : جايهاى .
( 7 ) . آد و ديگر نسخه بدلها از هر لونى .
( 8 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : آن كارها .
( 9 ) . آد ، كا ، گا : اين ظفرى .