منافقان بيرون نروند و يارى نكنند ايشان را . * ( [ وَلَئِنْ نَصَرُوهُمْ لَيُوَلُّنَّ الأَدْبارَ ثُمَّ لا يُنْصَرُونَ ) * ، و اگر نصرت كنند ايشان را پشت بر كنند و به هزيمت بروند ، آنگه ] ( 1 ) نصرت نكنند ايشان را از قبل خداى - جلّ جلاله .
آنگه گفت : * ( لأَنْتُمْ أَشَدُّ رَهْبَةً فِي صُدُورِهِمْ مِنَ اللَّه ) * ، شما كه مؤمنانيد ، به ترس در دل ايشان بيشتريد از خداى ، يعنى از شما بيشتر ترسند ( 2 ) كه از خداى .
* ( ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُونَ ) * ، اين براى آن است كه ايشان مردمانىاند كه چيزى ندانند .
* ( لا يُقاتِلُونَكُمْ جَمِيعاً إِلَّا فِي قُرىً مُحَصَّنَةٍ ) * ، گفت : اين جهودان با شما كارزار ( 3 ) نكنند الَّا در شهرهاى حصين از حصارها و جايهاى محكم ، و به صحرا بيرون نيايند بر عادت عرب . * ( أَوْ مِنْ وَراءِ جُدُرٍ ) * ، يا از پس ديوارها . ابن كثير و ابو عمرو خواندند و عبد اللَّه عبّاس و مجاهد ( 4 ) : « من وراء جدار » به « الف » على لفظ الواحد ، و باقى قرّاء « جدر » به ضمّ « جيم » و « دال » على لفظ الجمع ، و از بعضى مكّيان روايت كردند : « جدر » به فتح « جيم » و سكون « دال » . * ( بَأْسُهُمْ بَيْنَهُمْ شَدِيدٌ ) * ، شجاعت و صولت در ميان ايشان سخت است ، يعنى تا با يكديگر باشند لاف زنند و به زبان شجاعت گويند . چون ( 5 ) بيرون آيند از ايشان ضعيفتر و بد دلتر نباشد ( 6 ) . * ( تَحْسَبُهُمْ جَمِيعاً ) * ، تو پندارى يكىاند و مجتمعاند و با يكديگر موافقاند ، و به خلاف اين است ( 7 ) كه دلهاى پراگندهء ( 8 ) مخالف دارند .
قتاده گفت : اهل باطل چنين باشند ، مختلف الأهواء و الكلمات باشند .
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 2 ) . آد ، كا ، گا : به مىترسند .
( 3 ) . آد ، گا : كالزار .
( 4 ) . آد ، كا ، گا نيز .
( 5 ) . آد به جنگ .
( 6 ) . اساس : نباشند ، با توجّه به آد ، گا تصحيح شد .
( 7 ) . آد ، كا ، گا * ( وَقُلُوبُهُمْ شَتَّى ) * .
( 8 ) . آد ، كا ، گا و .