يكى از سكرات مرگ و يكى از سر دو راه ، كه در اين دو جاى جاى ( 1 ) خطر است ، امير المؤمنين او را گفت :
يا حارث همدان ( 2 ) من يمت يرني من مؤمن او منافق قبلا يعرفني طرفه و اعرفه بنعته و اسمه و ما فعلا و انت عند الصّراط معترضي فلا تخف عثرة و لا زللا اقول للنّار حين توقف لل عرض ذريه لا تقربي الرجلا ذريه لا تقربيه ( 3 ) انّ له حبلا بحبل الوصيّ متّصلا
گفت : انديشه مدار كه هيچ كس نباشد از مؤمنان و منافقان و الَّا مرا در اين هر دو جاى بينند ( 4 ) و مرا بشناسند ( 5 ) و من او را بشناسم ، و امّا تو بنزديك من آى ( 6 ) بر صراط ، من تو را از دوزخ حمايت كنم و گويم : رها كن او را كه رسن او به رسن ما پيوسته است ، و ظنّ چنان است كه حديث قسمت بهشت و دوزخ پيش از اين رفته است .
* ( مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ مُعْتَدٍ مُرِيبٍ ) * منع كنندهء خير است ، يعنى زكات نداده است .
اين صفت كفّار عنيد است . * ( مُعْتَدٍ ) * ، يعنى ظالمى است . * ( مُرِيبٍ ) * شكّاكى متّهمى .
آنگه گفت ( 7 ) با اين همه مشرك بوده است و با خداى تعالى خدايان فرا داشته است و معبودان پرستيده . * ( فَأَلْقِياه فِي الْعَذابِ الشَّدِيدِ ) * او را در عذاب سخت فگنى ( 8 ) ، بعضى گفتند : آيت در وليد مغيره آمد ، و قوله : * ( مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ ) * ، مراد آن است كه پسران برادرش را منع كرد از آن كه در اسلام آيند و گفت : اگر شما در دين محمّد روى ( 9 ) من هرگز با شما هيچ خير نكنم .
هامش
( 1 ) . آد ، كا ، گا : ندارد .
( 2 ) . آج ، آد ، گا : يا حار همدان .
( 3 ) . اساس ، كا : لا تقرب ، با توجّه به آج تصحيح شد .
( 4 ) . آد ، كا : بيند ، كه بر متن مرجّح مىنمايد .
( 5 ) . آد ، كا ، گا : بشناسد ، كه بر متن مرجّح مىنمايد .
( 6 ) . آد ، گا : آيى .
( 7 ) . آد ، كا ، گا * ( الَّذِي جَعَلَ مَعَ اللَّه ) * .
( 8 ) . آد ، كا ، گا : افگنيد .
( 9 ) . آج ، كا ، گا : رويد آد : شويد .