و بكشتند و آن خانه بيران كردند ( 1 ) .
ابن زيد ( 2 ) روايت كرد از ابو حاتم الرّياسى كه او گفت : ابو كرب اسعد الحميرى ( 3 ) : از تبابعه بود ايمان آورد به رسول - عليه السلام - پيش از آن كه او را بفرستادند به هفتصد ( 4 ) سال و اين بيتها او راست در [ اين ] ( 5 ) معنى :
شهدت على احمد أنّه
رسول [ من ] ( 6 ) اللَّه بارى النسم
فلو مد عمري الى دهره
لكنت وزيرا له و ابن عمّ
كلّ كذّب الرسّل اينان همه پيغمبران را دروغ ( 7 ) داشتند * ( فَحَقَّ وَعِيدِ ) * عذاب من بر ايشان واجب شد . آيت براى تهديد اهل مكّه فرستاد و قتاده گفت :
خداى تعالى قوم تبّع را [ ذم كرد و تبّع را ] ( 8 ) ذم نكرد ، و او از ملوك يمن بود او برفت و لشكر به مكّه برد تا كعبه ويران كند . او را گفتند : اين خانهء خداست و خداى اين خانه را نگاه دارد ، حرمت اين خانه فرو مگذار . بشنيد و كار بست و احرام گرفت . در مكّه شد و كعبه را جامه پوشانيد - و او اوّل كس بود كه كعبه را ( 9 ) جامه پوشيد .
* ( أَ فَعَيِينا بِالْخَلْقِ الأَوَّلِ ) * [ 28 - پ ] گفت ما فرو مانديم به خلق اوّل ؟ صورت استفهام است و معنى جحد ، يعنى فرو نمانديم . و معنى آن كه چون ما به خلق اوّل فرو نمانديم كه ( 10 ) ناچيز چيز كرديم اولى و احرى كه به خلق دوم [ كه ] ( 11 ) اعادت است فرو نمانيم ، * ( بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ ) * بل ايشان در لبس و پوشيدگىاند از خلق نو ، و آن بعث و نشور است ، يعنى شاكّاند ( 12 ) در او .
هامش
( 1 ) . بيران / ويران آج ، آد ، گا : ويران .
( 2 ) . كذا در اساس و آج آد ، كا ، گا : ابن دريد .
( 3 ) . اساس گفت ، كه زايد مىنمايد .
( 4 ) . آد ، كا ، گا : هشتصد .
( 6 - 5 ) . اساس و آج : ندارد ، از آد افزوده شد .
( 7 ) . اساس : دوغ ، با توجه به ديگر نسخه بدلها تصحيح شد ، كا : بدروغ .
( 11 - 8 ) . اساس : ندارد ، از آج افزوده شد .
( 9 ) . آد ، گا : خانهء خدا را .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها از .
( 12 ) . كا : به شكاند .