به روى [ 29 - پ ] نويسند تا نالهء او در وقت بيمارى . عكرمه گفت : هيچ بر او ننويسند الَّا آنچه بر او ثواب و عقاب باشد از طاعات و معاصى ، و بعضى دگر گفتند : همه چيزى ( 1 ) بنويسند ، آنگه مباحات از او وضع كنند . أبو هريره و أنس روايت كردند كه رسول - عليه السلام - گفت : هيچ صحيفه بر خداى تعالى عرض نكنند كه در اوّل و آخر او خيرى و طاعتى باشد ( 2 ) و الَّا خداى تعالى گويد : من آنچه در ميان اين دو طرف است به دو بخشيدم .
أنس روايت كرد كه رسول - عليه السلام - گفت : خداى تعالى دو فرشته بر بندهء مؤمن موكّل كرده تا عمل او بر او مىنويسند . چون بنده را وفات رسد ، فرشتگان گويند : بار خدايا ، آن بنده كه ما موكّل او بوديم فرمان يافت ، چه فرمايى ، به آسمان ( 3 ) شويم ؟ حق تعالى گويد : آسمان مملوّ است از فرشتگان . گويند : بار خدايا ، به زمين فرو شويم ؟ گويد : زمينها مملوّ است از فرشتگان من . گويند :
بار خدايا ، كجا فرمايى ؟ گويد : بر سر گور اين بنده مقام كنيد ، تسبيح و تهليل مىكنيد و ثوابش بر او مىنويسيد تا به روز قيامت .
* ( ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْه رَقِيبٌ عَتِيدٌ ) * ، گفت : هيچ سخنى نگويد و الَّا بنزديك آن نگاهبانى ببجارده ( 4 ) . « عتيد » معتد باشد ، فعيل است بمعنى مفعول ، قال الشّاعر ( 5 ) :
لئن كنت عنّي فى العيان مغيّبا
فذكراك عندي فى الفؤاد عتيد
و عرب معاقبه كند ميان « تا » و « دال » ، فيقول : أعددت و اعتدت ، و هرد و هرت .
* ( وَجاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ) * ، گفت : آمد سختى ( 6 ) مرگ به حق . « سكرت »
هامش
( 1 ) . آد ، گا : چيز بر او .
( 2 ) . آد : بوده باشد .
( 3 ) . كا : با آسمان .
( 4 ) . گا : بجارده آد ، گا : هست .
( 5 ) . آج شعر .
( 6 ) . كا : سكرت .