شأن او كمينه آن است كه از پس من زمينى است خداى را تعالى طول آن پانصد ساله راه ( 1 ) در عرض پانصد ساله ( 2 ) از برف كه از سختى سرما بهرى بهرى را مىشكند . اگر آن نبودى ، من از گرماى دوزخ بسوختمى . گفت : زيادت كن . گفت :
جبرئيل پيش خداى تعالى ايستاده است از ترس خداى مىلرزد ، خداى تعالى از هر لرزهاى كه او را مىباشد صد هزار فرشته مىآفريند ، پيش [ 24 - ر ] خداى تعالى مىايستند سر در پيش افگنده سخن نيارند گفتن تا ( 3 ) خداى تعالى دستورى دهد ايشان را در سخن گفتن ( 4 ) ، گويند : لا إله الَّا اللَّه ( 5 ) ، و هو قوله ( 6 ) : يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلائِكَةُ صَفًّا لا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَه الرَّحْمنُ وَقالَ صَواباً ( 7 ) ، يعنى لا إله الَّا اللَّه .
فرّاء گفت : شنيدم از ( 8 ) اهل علم كه در تفسير « قاف » گفتند : قضى اللَّه ما هو كائن ، خداى حكم كرد به هر چه بودنى است . ابو بكر ورّاق گفت : أى قف عند أمرنا و نهينا ، وقف كن ( 9 ) عند امر و نهى ما و از آن تعدّى مكن . و گفتند معنى آن است كه : قل يا محمّد ، بگوى اى محمّد . أحمد بن عاصم گفت : « ق ( 10 ) » قرب اللَّه من عباده في قوله : وَإِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ ، ( 11 ) ابن عطا گفت : اقسم بقوّة قلب حبيبه ، قسم كرد به قوّت دل رسول - عليه السلام - چون تحمّل اعباء رسالت است .
* ( وَالْقُرْآنِ الْمَجِيدِ ) * ، « واو » قسم است ، سوگند خورد ( 12 ) به قرآن شريف كريم بر خداى تعالى . در جواب اين قسم علما خلاف كردند . كوفيان گفتند : بل عجبوا
هامش
( 1 ) . آد ، كا ، گا است .
( 2 ) . آد ، كا ، گا راه .
( 3 ) . آج ، آد ، كا ، گا : چون .
( 4 ) . آد : آيند .
( 5 ) . آد و سخن ايشان اين كلمه باشد .
( 6 ) . كا ، گا تعالى .
( 7 ) . سورهء نبأ ( 78 ) آيهء 38 .
( 8 ) . آد ، كا ، گا بعضى .
( 9 ) . آد ، گا : توقّف كن .
( 10 ) . كا : قاف .
( 11 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 186 .
( 12 ) . آد : سوگند كرد .