زمين از ايشان زود آن انگيختنى باشد بر ما آسان .
ما عالمتريم به آنچه مىگويند و نيستى تو بر ايشان مسلَّط ياد ده به قرآن آن را كه بترسد [ 23 - پ ] .
قوله تعالى : * ( ق وَالْقُرْآنِ الْمَجِيدِ ) * ، عبد اللَّه عبّاس گفت : « ق » نامى است از نامهاى خداى كه قسم كرد به او . قتاده گفت : نامى از نامهاى قرآن است . قرظىّ گفت : افتتاح نامهاست كه ابتدايش « قاف » ( 1 ) باشد چون : قدّوس ( 2 ) و قادر و قاهر و قريب و قاضى و قابض . شعبي گفت : فاتحه سورت است . يزيد و عكرمه و ضحّاك گفتند : نام كوهى است محيط به گرد ( 3 ) زمين و آن ( 4 ) از زمرّد سبز و خضرت آسمان از رنگ اوست ، و كنارهاى آسمان بر او نهاده است ، و آنچه به دست مردم ( 5 ) افتد از زمرّد از سنگ پارههاى آن است ، و اين عبارت أبو الجوزاء است از عبد اللَّه عبّاس .
وهب منبّه گفت : ذو القرنين به كوه قاف رسيد ، پرامن او كوههاى خرد ( 6 ) ديد ، او را گفت : تو چه كوهى - يعنى موكّلان او را ؟ گفت : من كوه قافم . گفت : اين كوههاى خرد ( 7 ) چيست پيرامن تو ( 8 ) ؟ گفت : عروق زمين است هيچ شهر نيست از شهرها و الَّا عرقى از عروق او متّصل است به من ، چون خداى ( 9 ) خواهد تا زمين بجنباند مرا بفرمايد تا عرق آن زمين بجنبانم . گفت : يا قاف مرا خبر ده به چيزى از عظمت خداى ( 10 ) ، گفت : شأن خداى ما - جلّ جلاله - عظيم است ، و از عظمت
هامش
( 1 ) . آج : ق .
( 2 ) . آد ، كا ، گا : قدير .
( 3 ) . گا : كره .
( 4 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : ندارد .
( 5 ) . آج ، كا : مردمان .
( 6 ) . آج ، آد ، كا ، گا : خورد .
( 7 ) . آج ، آد ، كا : خورد .
( 8 ) . آد ، گا : چيست كه پيرامن تست .
( 10 - 9 ) . آج ، آد ، گا تعالى .