ما به آفريدن پيشين ؟ بل ايشان در پوشيدنىاند ( 1 ) جديد .
و بدرستى كه بيافريديم ما مردم را و دانيم آنچه وسوسه كند به آن نفس او و ما نزديكتريم ( 2 ) به او از رگ گردن او .
چون پيش باز آمدند آن دو فرشته از راست و از چپ نشسته .
برون ندهند از آن هيچ قول الَّا نزديك او نگاهبانى باشد ببجارده ( 3 ) .
و آمد مستى مرگ ( 4 ) بدرستى اين است آنچه از او مىگريختى ( 5 ) .
و دردمند در صور آن روز ترسانيدن را .
و آيد هر كسى با او راننده ( 6 ) و گواهى .
[ 22 - ر ]
بودى غافلى از اين باز گشاديم از تو پوشش ، چشم تو ( 7 ) امروز تيز است .
گفت همتاى او اين چيز است نزد ما ببجارده ( 8 ) .
در اندازى ( 9 ) در دوزخ هر كافرى ستيزه كن را .
هامش
( 1 ) . آج : در اشتباهند از آفرينشى .
( 2 ) . اساس : نزديك ، با توجّه به آج تصحيح شد .
( 3 ) . آج : نگهبانى حاضر .
( 4 ) . آج : و آيد سختى جان دادن .
( 5 ) . آج : از آن ميل طبع مىنمودى .
( 6 ) . آج به محشر .
( 7 ) . آج : پس بينايى تو .
( 8 ) . آج : حاضر .
( 9 ) . آج : بيندازيد .