پوستين سلمان و اسامه افتادند و ايشان را غيبت مىكردند . پس به جايى ديگر فرستادند او را ، هم باز آمد و گفت : چيزى نيست . گفتند : اگر تو را به چاه سميحه ( 1 ) فرستند آبش به زمين فرو شود . آنگه برخاستند و تجسّس مىكردند تا بنزديك ( 2 ) اسامه چيزى هست . از آنچه رسول - عليه السلام - فرمود اثرى نديدند .
بيامدند بنزديك رسول ، رسول در ايشان نگريد ( 3 ) گفت : همانا گوشت خوردهاى ( 4 ) كه من بر لب شما اثر آن همى بينم ( 5 ) . گفتند : يا رسول اللَّه ! ما چيزى نخوردهايم .
گفت : امروز همه ( 6 ) گوشت سلمان و اسامه مىخورى ( 7 ) ، خداى تعالى اين آيت فرستاد .
* ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ ) * ، گفت : اى مؤمنان بپرهيزى ( 8 ) از بسيارى از گمان كه بعض ( 9 ) گمان بزه باشد . و لا تجسّسوا ، و جستجوى مكنيد .
قراءت عامّهء قرّاء به « جيم » است . ( 10 ) عبد اللَّه عبّاس و ابو رجاء العطاردّى خواندند :
و لا تحسّسوا ، بالحاء ، اخفش گفت : معنى يكى است ، يقال : جسّ كذا و حسّ و مسّ ( 11 ) بمعنى ، و منه المجسّ الذى يمسّه الطَّبيب ( 12 ) من اليد و منه الجاسوس . و حسّ من الحسّ و الحاسّة ، و أحسّ اذا ادركه بالبصر ، و حسّه اذا قتله و هو إدراك باليد و السّكّين . و رسول - عليه السلام - گفت ( 13 )
لا تغتابوا المسلمين و لا تتّبعوا
هامش
( 1 ) . اساس و همهء نسخه بدلها : سفيحه ، با توجّه به منابع خبر تصحيح شد .
( 2 ) . كا : بنزد .
( 3 ) . كا و .
( 4 ) . اساس : خوردهء / خوردهاى .
( 5 ) . همه نسخه بدلها : مىبينم .
( 6 ) . آج ، آد ، كا ، گا روز .
( 7 ) . آج ، آد ، كا ، گا : مىخورديد .
( 8 ) . آج ، آد ، گ : بپرهيزيد .
( 9 ) . آج : بيش .
( 10 ) . اساس و ، كه زائد مىنمود .
( 11 ) . اساس و آج : هش ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 12 ) . اساس و گا : طيب خوانده مىشود ، با توجّه به ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 13 ) . گا : فرمود .