محمّد بن زيد گفت : « لمز » عيب كردن باشد به زبان و چشم [ و ] ( 1 ) اشارت و « همز » الَّا به زبان نباشد ، قال الشّاعر :
اذا لقيتك عن شحط تكاشرني
و إن تغيبت كنت الهامز اللمزه
* ( وَلا تَنابَزُوا بِالأَلْقابِ ) * ، و يكديگر را به لقب مخوانى ( 2 ) ، « و النبز ، اللقب .
ابو جبيرة ( 3 ) ابن الضحّاك گفت : آيت در ما فرود آمد بني سلمه . چون ( 4 ) رسول - عليه السلام - به مدينه آمد ( 5 ) و هر مردى را از ما دو نام و سه نام بود تا اگر يكى را از ما به نام بخواندندى ( 6 ) ، او را از آن خشم آمدى الَّا به لقب . خداى تعالى [ اين ] ( 7 ) آيت فرستاد .
قتاده و عكرمه گفتند : مراد لقب بد است ، چنان كه گويند : يا فاسق يا منافق ( 8 ) يا كافر . حسن گفت : جهودان و ترسايان ايمان آوردندى ، بعد ( 9 ) اسلام ايشان را گفتند ( 10 ) : يا يهودى يا نصرانى ( 11 ) ، خداى تعالى ايشان را از اين ( 12 ) نهى كرد . عبد اللَّه عبّاس گفت : سبب آن بود كه ( 13 ) مردى كارى بد كردى ، آنگه از آن توبه كردى او را به آن سرزنش [ 13 - ر ] كردندى كه تو چنين كردهاى ( 14 ) ، خداى [ تعالى ] ( 15 ) از آن نهى كرد .
و خلاف نيست كه نهى از لقب بد است ، چنان كه ( 16 ) گفت :
و لا القّبه و السوءة اللقبا .
و امّا القاب نيك ( 17 ) از آن نهى نيست و القاب مباح كه چون علامتى باشد
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد ، با توجه به آد ، كا افزوده شد .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : مخوانيد .
( 3 ) . كا ، گا : ابو هنبرة .
( 4 ) . اساس ، آج : بنى ، با توجّه به آد ، گا تصحيح شد .
( 5 ) . نسخهء لا : در اين جا پايان مىپذيرد .
( 6 ) . آد ، كا ، گا : برخواندى .
( 15 - 7 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج افزوده شد .
( 8 ) . آد و .
( 9 ) . آد ، كا : گا از .
( 10 ) . آد ، گا : گفتندى .
( 11 ) . گا : نصارى .
( 12 ) . آد ، كا : اين .
( 13 ) . آد ، گا چون .
( 14 ) . آج ، آد ، كا ، گا : كردى .
( 16 ) . آد ، كا ، گا شاعر .
( 17 ) . آد ، گا : نكو .