* ( عَسى أَنْ يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ ) * ، باشد كه اين مردان كه شما از ايشان ( 1 ) فسوس مىدارى ( 2 ) به از شما باشند بنزديك خداى و ثواب و پايهء ايشان بالاتر بود . * ( وَلا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ ) * ، و نه زنان از زنان نبايد تا فسوس دارند كه باشد كه اينان از اينان ( 3 ) به باشند . گفتند : آيت در حقّ دو زن آمد از زنان رسول - عليه السلام - كه ايشان از امّ سلمه فسوس داشتند ، و اين براى آن بود كه او ايزارى ( 4 ) در ميان بسته بود و گوشهء آن ايزار ( 5 ) از بس پشت فرو زده بود و از پس مىكشيد . عايشه حفصه را گفت : نبينى كه آن گوشهء جامه كه از پس مىكشد ، گويى زبان سگى است .
[ أنس ] ( 6 ) گفت : آيت ( 7 ) در حقّ زنان رسول آمد كه امّ سلمه را عيب كردند به كوتاهى و گفتند : اين خود عايشه گفت امّ سلمه را و اشارت كرد به دو . عكرمه گفت از عبد اللَّه عبّاس كه : صفيّه بنت حيىّ أخطب ( 8 ) به شكايت بنزديك رسول آمد - عليه السلام - و گفت : يا رسول اللَّه ، زنان تو مرا عيب مىكنند و مىگويند :
يا يهوديّه بنت [ 12 - پ ] يهود ، اى جهود جهود زاده ، گفت ( 9 ) : تو ايشان را بايستى گفتن ( 10 ) كه پدر من هارون است و عمّ موسى و شوهرم محمّد ، خداى تعالى اين آيت فرستاد : * ( وَلا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ ) * ، خويشتن را عيب مكنيد بعضى بعضى را ، براى آن كه همه از يك اصلى و از يك جنسى ( 11 ) و از يك ملَّتى ( 12 ) و بمنزلت يك نفسى ( 13 ) چنان كه رسول - عليه السلام - فرمود ( 14 ) :
المؤمنون كنفس واحدة .
گفتند :
« لمز » عيب كردن باشد در پيش روى ، و « همز » عيب كردن باشد در غيبت .
هامش
( 1 ) . آج ، لا : از او .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : مىداريد .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : ايشان .
( 4 ) . آد ، لا : ازارى .
( 5 ) . لا : ازار .
( 6 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 7 ) . آج ، كا ، لا : اين .
( 8 ) . كا ، گا : حيى بن اخطب .
( 9 ) . آد ، گا : رسول گفت .
( 10 ) . اساس : گفت ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها : اصليد و يك جنسيد .
( 12 ) . آد : ملَّت .
( 13 ) . آج ، لا : نفسيد .
( 14 ) . آج ، لا كه .