شدن ؟ خداى تعالى اين آيت فرستاد : * ( ثُلَّةٌ مِنَ الأَوَّلِينَ وَثُلَّةٌ مِنَ الآخِرِينَ ) * ، آنگه رسول - عليه السلام - گفت : از ( 1 ) آدم تا به عهد من فرقتى باشند ، و امّت من تا دامن قيامت فرقتى باشند ، و اين فرق ( 2 ) تمام نشوند ( 3 ) الَّا به اين سياهان كه شبانان اشترانند و اشتران مىچرانند در بيابان و مىگويند : لا إله الَّا اللَّه .
عبد اللَّه مسعود گفت : شبى پيش رسول بوديم و حديث ( 4 ) مىكرديم ( 5 ) تا پارهاى از شب بگزشت ( 6 ) ، بازگشتيم بر دگر روز با پيش رسول رفتيم ( 7 ) ، گفت : من دوش در خواب پيغامبران گذشته را ديدم و اتباع ايشان را بر من عرض كردند ، پيغامبر بود كه او را گروهى امّت بودند ، و ( 8 ) بود كه او را كم از آن امّت بودند ، و بود كه امّتش سه كس بودند ، و بود كه امّتش يك مرد بود و بود كه او را هيچ امّت نبود تا موسى را ديدم كه مىآمد با جماعتى بسيار از بنى اسرائيل .
گفتم : بار خدايا ! اين كيست ؟ گفت : برادر توست موسى بن عمران ، و اين امّت اويند . كه با اواند . گفتم : بار خدايا ! امّت من كجااند ؟ گفت ( 9 ) : به دست راست بنگر ، بنگريدم صحراى مكّه ديدم چندانى كه چشم رسيد ، به مردان پر شده ، گفتم : بار خدايا ! اينان كيستند ؟ گفت ( 10 ) : امّت تواند ، راضى شدى ؟ گفتم : راضى شدم .
گفت : از چپ نگاه كن ، هم چندان كه از پيش ( 11 ) مردم ديدم ، گفتم : بار خدايا اينان كهاند ؟ گفت : امّت تو ، راضى شدى ؟ گفتم : بار خدايا راضى شدم . گفت : در ميان اينان هفتاد هزار مرداناند كه فردا دقيامت ( 12 ) [ 136 - ر ] بى شمار به بهشت روند ( 13 ) . مردى
هامش
( 1 ) . آد ، گا عهد .
( 2 ) . آج ، كا : فرقت .
( 3 ) . آج ، كا ، گا : نشود .
( 4 ) . آد ، گا : حديثى .
( 5 ) . آج : مىكرد .
( 6 ) . آج و همهء نسخه بدلها : بگذشت .
( 7 ) . آد ، گا : شديم .
( 8 ) . آد ، گا پيغمبر .
( 9 ) . آد ، گا اى محمّد .
( 10 ) . آد ، گا همه .
( 11 ) . آج : هم چندان بيشتر آد ، كا ، گا : هم چندان بيشتر .
( 12 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : فردا قيامت / فرداى قيامت .
( 13 ) . آج ، كا : شوند .